تبليغاتX
بسکتبال و پویا تاجیک

بسکتبال و پویا تاجیک

اگر تنهاترین تنها شوم باز هم خدا هست.او جانشین تمام نداشتن هاست..(دکتر شریعتی)

مصاحبه ای با حامد حدادی اولین لژیونر بسکتبال ایران در آمریکا

مصاحبه با حامد حدادی... اول مصاحبه راجبه مشکلاتی که تو این مصاحبه پیش اومده نوشته. از جمله اینکه نشده که با دوتاشون همزمان مصاحبه کنن.پیدا کردن صمد هم به قول خودشبه یمن اینترنت و ایمیل بوده. حامد و زنش هم قول گرفته بودن تا وقتی به آمریکا نرفته مصاحبه چاپ نشه...(با تشکر از رویا جوووووون و خانواده!!)

حامد حدادی اولین لژیونر ایران در لیگ بسکتبال آمریکا:

گفتم به  nba  میروم و رفتم...

- در المپیک خیلی بد بازی کردید و شاید یکی از دلایل باختتان را بازی تو میدانیم. چه دافعای از خودتان میکنید؟

صد در صد موافقم،ولی خب از بازی خودم راضی بودم و این را بگویم که تیم بد بازی کرد نه فقط خودم!

-ولی دقیقا میخواهم بگویم که تو بد بازی کردی، قبول میکنی یا نه؟

این نظر شماست ، نظر من چیز دیگریست.

-          از عملکرد خودت در المپیک راضی هستی؟

خیلی نه، چون خوب تمرین نکرده بودم خوب بازی نکردم.

 

-ولی همه ی کارشناسان معتقد بودند که تو در یک سال گذشته یکی از بهترین سالهایت را از لحاظ تمرین گذراندی، چه طور معتقدی که خوب تمرین نکردی؟

نه قبول ندارم،  من همیشه خوبتمرین کردم ولی پارسال خیلی خوب تمرین کردم و امسال یک مقدار ضعیف کار کردم چون هم کتفم آسیب دیده و هم دستم آسیب دیده بود. پارسال این کار را انجام دادم ولی امسال برایم کار سخت بود و انگیزه ام هم کم شده بود.

- چرا انگیزه ت کم شده بود؟

چون میگفتم میخواهم بروم و به من میخندیدند.

- چرا تعارف میکنی، تو همیشه میگفتی میخوام برم nba و خیلی ازاهالی بسکتبال به حرفت میخندیدند ولی امروز داری ثابت میکنی که توانایی حضور در nba  رو داری.

میخواستم بروم ولی همه میگفتند میخواهی با این شرایطان بی ای بروی؟؟ و پوزخند میزدند اما ثابت کردم که میتوانم و آنجا هم ثابت میکنم که میتوانم خوب بازی کنم. البته اگر آسیب دیدگی خاصی نداشته باشم میخواهم برای بسکتبال ایران موثر باشم و افتخاری برای ایران کسب کنم.

 

- اگر سوال اولم را اینطور شروع کردم که تو ضعیف بازی کردی بیشتر یک مزاح بود که میخواستم تو را به چالش بکشانم ول واقعیت این است که در المپیک خیلی خوب بازی کردی و در پایان مسابقات المپیک هم به هر حال بهترین ریباندر مسابقات شدی ولی خودت میگفتی شانسی بوده مگرممکن است یک نفر 57 ریباند بکند 13 تا بلاک شات و آن هم در مقابل 28 بازیکن nba و یا تیم هایی که عنوان های خوبی در دنیا دارند و همه شان خیلی سرتر از ما بودند و بعد اینها شانسی باشد؟از چه چیزی دلخوری؟

دلیلش این است که من در المپیک زیاد بازی کردم. بازی کمتر از 35 دقیقه نداشتم و به خاطر همین شانس بیشتری داشتم و میتوناستم بیشتر گل بزنم. این را باید حساب کنیم که من و صمد بیشترین امتیاز را داشتیم و چون صمد پست بیرونی است ما بعضی وقتهای اشتباه میکنیم و بیشترین توپ ها دست من و صمد میاید و یک فاکتور خوب دارم بلاک شات هاست که این بار خیلی ضعیف شده بود.

 

-با اینکه 13 تا بلاک شات داشتی بازهم ضعیف بود؟

بله، بد نیست. در المپیک مهم است ولی در nba باید ببینم چطور است و بتوانم خودم را نشان دهم.

-حامد، خیلی از منتقدانت بر خلاف اینکه اول مصاحبه گفتی سال قبل خوب تمرین میکردم میگفتند بازیکن تنبلی هستی در این چند سال نشان دادی که تنبل نیستی.واقعا حامد حدادی تنبل بود از زیر تمرینات در میرفت؟ اینها مسائلی بود که سالها در مورد تو گفته میشد ولی در این یکی دو سال اخیر چنین چیزی ندیدیم و تو یک جهش و پیشرفت زیادی داشتی، قبول داری حامد حدادی یک دوره ای بسیار تنبل بود؟

به نظرم اگه مسئله پیچوندن بوده من در این دوسال بیشتر این کار را کردم تا آن موقع!

 

-در این دو سال تو سر تمرین بود؟

سر تمرین بودم ولی با درد تمرین میکردم مربی که ما داشتیم میگفت درد معنی ندارد و ما مجبور بودیم تمرین کنیم.

-یعنی حامد حدادی بازیکن تنبلی است؟

بله، تنبل است ولی خوب بازی میکند.

-یعنی از تمرین کردن فراری هستی؟

از تمرین کردن خوشم نمیاد عاشق بازی هستم

-به نظر تو اگر کسی خوب تمرین نکند میتواند خوب بازی کند؟

بله

-یعنی اگر بگویند روزی هزار تا شوت بزن خسته نمیشوی؟

نه ، خسته نمیشوم

-خیلی جالب است در دنیا با سنتر ها اینطور برخورد نمیکردند ولی در ایران با تو اینطور برخورد کردند. خیلی از مواقع تو را درپیست ها میدواندند به نظر تو تمرینات اینجا برای یک سنتر نامناسب است. به همین دلیل تمرین نمیکردی؟

من تمرین میکردم. احتیاج داشم که تمرین کنم.17 روز عید را مسافرت بودم فرصت نکردم تمرین کنم، 17ام برگشتم به اردوی تیم ملی. چون 19 اردیبهشت بازی ها شروع میشد و نیاز داشتم که تمرین کنم.

 

-ولی قبول داری حامد حدادی تنبل است؟

من منظورم این نیست که قبلا تنبل بودم.کلا تنبل هستم ولی اگر نیاز داشته باشم تمرین میکنم. البته اگر Nba بروم باید تمرین کنم.

- یک نکته ای وجود دارد و آن اینکه تو قبلا سقف آرزوهایت رسیدن به nba بود. برایتو شدنی بود ولی برای دیگران رویا بود. الان داری به آرزویت میرسی حالا که به nba رفتی سقف آرزوهایت را کجا قرارمیدی؟ تو فکر کن الان در ان بی ای هستی و حالا یک ستاره شدی و خوب بازی میکنی حالا آرزویت چیست؟ حالا آرزو نداری که یک روزی بتوانی ایران را در دنیا مطرح کنی مثلا برویم روی سکوی جهانی مدال بگیریم. یک روزی میگفتیم ایران قهرمان آسیا میشود همه میخندیدند ولی شما شدید. این رویای خیلی ست نیافتنی است که ما یک روزی روی سکوهای جهانی بایستیم؟!

به ان بی ای رسیدم. میخواهم آنجا خوب تمرین کنم خوب طاقت بیاورم. رفتن به ان بی ای آسان است. ماندن در آن سخت است. باید خیلی مواظب خودم باشم تا بتوانم خوب بازی کنم که در مقابل مقام جهانی ما باید خیلی رویایی فکر کنیم، من حقیقت را میگویم در مورد مقام جهانی ما خیلی کار داریم.

 

- یک روزی خیلی کار داشت که ما قهرمان آسیا شویم ولی شدیم، ما یک روز زنگ تفریح تایوان بودیم با 40 تا میباختیم ولی رفتیم قهرمان آسیا شدیم و الان با 20 تا به روسیه و ... میبازیم. یعنی نمیتوانیم بک روز قهرمان جهان شویم اگر تو ستاره ی ان بی ای شوی؟

 نه. به نظر من در 5-6 سال آینده با یک برنامه ریزی خوب با پشتوانه خوب میتوانیم در عرش های جهان زیر 10 باشیم.

-دوباره میتوانیم قهرمان آسیا شویم؟

بله

- که میگویی چین را نمیشود برد؟

چرا ما در 4-5 سال آینده میتوانیم ببریمش. چون الان یائومینگ 28 سالش است و من 23 سالم است. نمیخواهم از خودم تعریف کنم ولی شاید بتوانیم آنجا چین را ببریم چون چند سال دیگر سنش میشود 32 سال.

 

- تو 2 روز تلخ و سخت در زندگی ات داشتی یک روز 7 دی سال 86 که آیدین فوت کرد که خیلی روی تو فشار آمد ولی از آن تلخ تر روزی بود صباباتری و پیکان باهم بازی کردند که فکر میکنم 28 آبان سال83 بود.آن روز وقتی که برای دست تو آن اتفاق افتاد دکتری میگفت حامد حدادی هیچ وقت دستش خوب نخواهد شد.و دیگر نمیتواند بسکتبال بازی کند.اما تو حتی مطالعات پزشکی و علم پزشکی را هم زیر سوال بردی و به بسکتبال برگشتی. وبازی کردی.باز خیلی ها میگفتند حامد هیچ وقت نمیتواند به nba برود چون دستش اینطوری است.  اما الان تو به معتبر ترین لیگ بسکتبال دنیا رسیدی و در المپیک هم یکی از بهترین بازیکنان بودی. به خصوص در سنتری که شاید بتوانیم بگوییم بهترین سنتر در المپیک شدی.آن روز ها که دستت اینطور شده بود فکر میکردی یک روز دوباره بتوانی بسکتبال بازی کنی و به رویایت که ان بی ای بود برسی؟

حادثه ی آیدین برای من خیلی تلخ تر بود، چون هیچ وقت آیدین را نمیتوانیم به دست آوریم . توانستم دستم را دوباره به بسکتبال برگردانم و بسکتبال و خودم به دستم نیاز داشتمو 70 درصد آن را برگرداندم ولی آیدین نمیتواند برگردد ، من داشتم از چین برمیگشتم آن آهنگی که او گوش میداد را من بعضی وقت ها گوش میکردم ولی آنجا گوش ندادم چون روحیه ام خراب میشد و من هنوز نتوانستم فراموشش کنم.

 

-درالمپیک با تو بود؟ در زمین احساسش میکردی؟

روزی که نرفتم افتتاحیه احساس کردم پیش خودم است.

-موقعی که صمد اولین 3 امتیازی المپیک را زد چه احساسی داشتی؟ همیشه آیدین اولین 3 امتیازی را میزد. آیدین در المپیک به شما کمک میکرد؟ او را حس میکردید؟

بعضی وقتها خجالت میکشیدم که آیدین نیست و ما آنجاییم( اوووووووه چقد حامد تو جواباش پیچونده!!!)

- اگر آیدین بود بهتر بازی میکردید؟

بله بهتر بازی میکردیم.

-اگر او بود او هم میتوانست به nba برود؟

شاید میرفت اروپا. آیدین واقعا در تیم ما آچار فرانسه بود در بازی های آسیایی اگر بازی اش را دوباره ببینید میفهمید که آچار فرانسه بود.

 

-با چه امیدی روزهای سخت مصدومیت را گذراندی؟ خیلی ها فکر میکردند که تو دیگر نمیتوانی ادامه دهی؟

در تهران همه میگفتند حامد حدادی 5 ماه دیگر برمیگردد.دکتر گفت که حامد دستت 2 سال دیگر برمیگردد و رفتم پیش فیزیوتراپ. بچه ها میگفتند داشتم بیهوش میشدم که واقعا مرا برگرداندند.خیلی برای خودم تلخ بود. خیلی عصبی بودم و دستم را زدم توی شیشه و فکر کردم چیزی نشده. اصلا خون را نمیدیدم ولی بچه ها میگفتند اتاق پر از خون شده، دستم را که دیدم دیدم پاره شده و استخوان دو طرف دستم شکسته است

 

-برای آن کاری که کردی خودت را بخشیدی؟

بله

-چرا؟

انگیزه ام رابیشتر کرد دوست داشتم دستم برگردد. هرروز با انگیزه ی خاصی میرفتم فیزیوتراپی.هرروز میپرسیدم بهتر شده، کی برمیگردم؟ همیشه دنبال کارت خبرنگاری بودم و یا دنبال التماس به پلیس ها که جریمه نکنند و لطف میکردند جریمه نمیکردند و فیزیوتراپی میرفتم.

 

-من یک مقایسه ای میکنم شاید چون خودم فوتبالی هستم می آیم از دریچه ی فوتبال نگاه میکنم به داستان بسکتبال.ما در فوتبال خیلی لژیونر داشتیمو یعنی بیشتر از بسکتبال. در فوتبال بازیکنانی داشتیم که میرفتند و در لیگ های خیلی خوب بازی میکردند.علی دایی، مهدوی کیا، خداداد عزیزی و... اینها همه در تیم خای خوب اروپایی هم بودند.بازیکنان ممکن است خودشان تک تک در تیمها خوب باشند اما در قالب تیمی یعنی فوتبال هیچ وقت آن اتفاق ها نیافتاده.این داستان برای بسکتبال هم میتواند مصداق پیدا کند حالا در قالب تیم ملی.تک تک بازیکنان خیلی خوب هستند خیلی خوب است که حامد حدادی میرود ان بی ای بازی میکند تازه اینها جاده صاف کن هستند. چه بسا ممکن است 4سال دیگر ببینی که 5 بازیکن دیگر در nba بازی میکنند اما میخواهم بانم چقدر روی تیم ملی تاثیر گذار است؟

به نظر من تنها تیمی که گروهی خوب بازی میکنند تیم بسکتبال است و این برمیگردد به مربی و مربیان قبلی که داشته  بازیکنان را طوری تربیت کردند که بتوانند در قالب سیستم عملکرد خوبی داشته باشند.

-حتی تیم ملی؟

بله، اما ملی جهانی نه چون فشار دفاع زیاد است و سطح بسکتبالشان خیلی بالاتر از آسیاست ما نمیتوانیم.

 

-ولی در بازی های اسیایی که قهرمان شدیم و بعد از فوتبالو فوتسال سومین رشته ی تیمی توپی نام گرفتیم و در رده ی بزرگسالان قهرمان شدیم این نظم تیمی و تاکتیکی انجام شد؟

انجام شد. به نظر من آن سال که فوتبال قهرمان آسیا شد حتما مربیش تاثیر داشته و آن امکاناتی که در اختیار تیم ملی گذاشتند خیلی توانسته تاثیر داشته باشدو پارسال تیم بسکتبال ما امکاناتش خیلی خوب بود و مربی و مربیهای قبلی که ما داشتیم خیلی تاثیر داشته روی قهرمانی بسکتبال.

 

-چرا فوتبالیست ها نتوانستند؟

شاید به قول روزنامه نگاران به خاطر ساق پایشان است!

-شما به فکر دست و پایتان نیستید؟

من هروقت بتوانم بازی میکنم

-رقم قراردادت قابل توجه است؟

قابل توجه است ولی ماهیتش خیلی زیاد است

-در یکی از مصاحبه هایت گفته بودی اولین باری که به یک تیم بسکتبال ررفتی چون دروازه بان فوتبال بودی فکر میکردی بسکتبال دروازه دارد؟

در مدرسه کاپیتان تیم بسکتبال بودم. مثلا مینوشتم حامد حدادی دروازه بان 2... دفاع و... بعد فهمیدم که بسکتبال 5 نفره است. جذابیتش خیلی بیشتراز فوتبال  است.

-یعنی فکر میکردی که بسکتبال دروازه بان دارد؟

بله

-یک اسمی را میخواهم نام ببرم . دلم میخواهد سوال نپرسم و تو هر چقدر میتوانی در مودش حرف بزنی.  سعید فتحی

سعید فتحی بیشترین و بزرگترین تاثیر را روی زندگی من داشت.من یادم است که 6 ماه روی راه رفتنم تمرین کرد من نمیگویم خوب خوب شدم ولی 80 درصصد بهتر شدم. سعید فتحی خیلی بزرگ و با نعرفت است.  در زندگی شخصی ام جای پدرم را پر کرده. بابازی کردن خوب و قدرتمند در nba و در جاهای دیگر شاید بتواتم به بازیکنان بگویم سعید فتحی مربی من بوده و بیشترین تاثیر را روی زندگی من گذاشته این خودش تشکر خوبی است.

-یعنی تو مربی اصلی خودت را سعید فتحی میدانی؟

اولین مربیم ناظم سلامی بود بیشترین و تاثیرگذارترین مربیمن سعید فتحی بوده.

-هنوز قهرمان لیگ برتر ایران نشدی؟

این از بدشانسی من بوده که 7-8 سال در لیگ بازی کردم.6 سال فینال نرفتم یک سال هم روحیه مان خراب بود و مصدوم زیاد داشتیم.

-دوست داری یک روزی خیلی چیزها را ثابت کنی و آن هم اینکه یک روزی قهرمان قهرمانان ایران شوی.یادم می آید که در 10 نفر قهرمان قهرمانان که نبودی خیلی ناراحت بودی.

ناراحت نبودم. از اینکه بسکتبال یک نفر بود خودش جای شکر دارد.

-به نظرت این انتخاب ها پارتی بازی است؟

بله

-حق تو بود که در 10 نفر اول باشی؟

حق من نبوده ولی حق خیلیا بوده...مثل صمد(بابا تواضع!!!!!!!!!!!!!!)

-دوست داری در ممفیس چه پیراهنی بپوشی؟

15

-چرا «دو صفر» نپوشی، چرا مثل مایکل جردن 23 نپوشی؟

چون همیشه شماره ام 15 بوده فقط یک دوره ای شماره 13 بودم تیم امید قهرمانان عراق

-فکر کن الان در nba داری بازی میکنی. بیشتر از اینکه چه بازیکنی را بلاک شات کنی لذت میبری؟

دوست دارم از وسط نیمه شروع کنم( چه جوابایی میده!)

-مثل گلی که به لبنان زدی.قشنگ ترین گل تاریخ بسکتبال آسیا شد. چطور آن شوت را زدی؟ چه حسی به تو دست داد؟

من در باشگاه خیلی تمرین کردم، من هم تمرین کردم یک روز هم در بازی پیکان –حصار که ما 3 تا عقب بودیم و یک ثانیه مانده خودم خواستم امینی شوت کرد و بازی مساوی شد. آن روز هم آیدین توپ را به من داد و یک قدم برداشتم و توپ را انداختم.

-شکیل اونیل یک جایی در صحبتهایش گفته ود که بازیکنان بسکتبال در این چند سال اخیر به سمت و سوی پول کشیده شدند.یعنی منظورش این بود که در دهه ی 90 یعنی اوایل 200 تا 2004 این اتفاق نبود ولی در این دو سه دهه ی اخیر خیلی بسکتبال آمریکا پولکی شده و همین مساله در چند سال آینده به تیم ها ضربه میزند.به خاطر اینکه بازیکنان پولهای خیلی خوبی میگیرند و از آن طرف ممکن است خیلی برای مسابقات انرژی نگذارند. آن ماجراهای مالی باعث میشودکه در سالهای آینده خیلی به بسکتبال آمریکا و این اروپاییان باشند که بیایند برسند به آمریکا.

پول زیادی در بسکتبال آمریکا میچرخدو این خیلی بد است که آدم اینقدر مادی باشد. خودم شخصا رفتم تیمی را انتخاب کردم که پول درآن مهم نبوده به نظر من اگر بخواهند این طور با بازیکنان و مربیان رفتار کنند که پول پرست باشند اروپا بالا میآید و جایشان را میگیرد.

-وقتی پای پول می آید وسط انگیزه ی بازیکنان میاید پایین، بعد تیم هایی که در اروپا هستند با انگیزه ی بیشتری بازی میکنند و میآیند خودشان را میرسانند به سطح فوتبال....

منظورت تیمی است یا باشگاهی؟

-لیگ آمریکا در مقایسه با باشگاههای اروپا.تیم های بسکتبالی که دارند کار میکنند. تیم ملی آمریکا آمد در المپیک و مجموعه ی بهترین بازیکنان nba بود.ولی در بازی فینال با اسپانیا آمریکا خیلی تحت فشار بود.قبل از فینال همه فکر میکردند که اسپانیا را شاید خیلی راحت ببرد. وقتی آرژانتین را برده...

خب اسپانیا بازی قبلی اش را با 40 تا برده بود و فکر میکرد بازی راحت است و این را بگویم که این مدال برای امریکا خیلی مهم بود

-میگویم شاید بسکتبال اروپا با توجه به انگیزه ی بالای بازیکنانش پیشرفت سریعتری داشته باشد.

منظورتان از اروپا چیست؟ به نظر من بهترین بازیکنان ان بی ای اول اروپایی هستند و بعد آسیایی.

 

-برخلاف آن چیزی که شاید ویو بیرونی باشد این جالب است که حرفه ای ترین لیگ بسکتبال آمریکا انهایی که کشف استعداد میکنند یا مربی می آیند واز ایران که شاید سطح بسکتبالش در جهان بالا نباشد میآیند ویک مرتبه انگشت میذارن روی یک بازیکن و میبرنش اونجا.این سطح بالای بازی تو رو نشون میده؟

به نظرمن نه، در بازیهای المپیک همان جا بود که دیده شدم و فهمیدند که من هستم. روز اول مربی آمد و گفت یک پیشنهادی هست که میتوانی روی آن کار کنی که سه سال گارانتی دارد وپولش هم این مقدار است. گفتم باشد من امضا میکنم.هنوز امضا نکردم. بعضی از اردوها در خیلی از اتفاقات کمک میکند.

 

-چیزی که وجود دارد من اول صحبتم هم گفتم تو وصمد نیک خواه بهرامی اولین نفرها هستید که لژیونر شدید. یعنی موفقیت شما راه را صاف میکند برای خیلی از آدمهایی که ازایران بخواهند بیایند.از یک طرف هم اگر یک جایی پایتان شل شود این شانس را از خیلی از بچه هایی که شاید در ایران باشند میگیرد به خاطر اینکه آنها میگویند ما آمدیم و همان کار را کردیم و جواب نگرفت.ممکن است این جواب نگرفتن ربطی به بازی تو نداشته باشد.ممکن است شرایط زندگی کردن در آنجا با روحیه ات سازگار نباشد از این رو روی بازی ات تاثیر بگذارد. تو فکر میکنی این فشاری که روی تو است روی بازی و عملکردت تاثیر میگذارد؟ اینکه اینجوری زیر ذره بین هستی و اینکه آنجا تنهایی.یا اگر صمد هم یش تو بود یک کم از فشار کمتر میشد ولی الان تو یک نماینده  از بسکتبال ایران هستی در جایی که همه ی فشارها رویت است.

ما مجبوریم برویم آنجا خوب تمرین کنیم و خوب بازی کنیم چون اگرما آنجا ضعیف کار کنیم میگویند که تیمشان به درد نمیخورد به همین دلیل بازیکنان را پس میفرستند.ولی اگر خوب بازی کنی آسیایی کار میکنند.اگر من خوب کار کنم میتوانم کمک کنم به بازیکنانی که بیایند و در اروپا و آمریکا بازی کنند.

 

-الان در ممفیس قرار است خوب بازی کنی؟

اگر خوب تمرین کنم بله.

-اگر این اتفاق بیفتد که در یک فصل خیلی خوب بازی نکنی و بیشتر نیمکت نشین باشی ولی از اروپا پیشنهاد فیکس داشته باشی حاضری بعد از اینکه قراردادت تموم شد بروی اروپا که بخواهی فیکس بازی کنی؟

من بازی کردن برایم مهم است ولی اینکه کجا بازی کنم هم مهم است.

-مثلا اسپانیا

من دوست دارم چه بازی کنم و چه بازی نکنم تیمم ببرد مثلا مربی که اطمینان نداشته باشد آنقدر خوب تمرین کنم که سال بعد هم بازی کنم و آنجا مرا بپذیرند.شاید سال اول هرکسی نتواند آنجاخوب بازی کند.

-چقدر به زبان مسلط هستی؟

کم و بیش

-مربی ممفیس اعلام کرده که ممفیس برنامه ی روزانه ات را هم تعیین کرده. این درسته؟

بله

-یعنی یک سال6 میلیون دلار به تو پیشنهاد داده؟

فکر میکنم دروغ است.چون در چین یک خانم که مسئول بازیکنان آمریکایی nba بودگفت تحقیق میکنم. میامی هیث و ممفیس هردو به من پیشنهاد کردند که در نهایت ممفیس را انتخاب کردم.

-بسکتبال شاید نسبت به ورزش های دیگر مثله فوتبال حاشیه اش کمتر باشد و بازیکنانش هم امن تر چه خودشان و چه زندگیشان.ولی شهرت و محبوبیت و پول یک المان هایی است که ناخودآگاه آدم را درگیر حاشیه میکند.

اما هنوز شهرتم زیاد نشده.

-اگر تا الان هم 60-70 درصد بودهاز الان که بروی آنجا میشود 100 در صد.

الان که صحبتش شده میخواهم به ان بی ای بروم هم روی من خیلی اثرگذاشته.الان در تلویزیون دارند حرف میزنند و هرکس هم که نداند میرود میپرسد حامد حدادی کیه که داره میره آمریکا بازی کنه.این جذابیت است به خاطر اسم آمریکا، این تقابلی که ایران و آمریکا در این سالها داشتند.

-ازدواجت چقدر روی زندگیت تاثیر گذاشته؟

خیلی تاثیر داشت. من آدم ولخرجی هستم، دوست داشتم پولم را در جیبم بگذارم نه در جیب رفیق هایم که با ازدواج این پول آمد تویجیب خودم، خانه خریدم، ماشین خریدم و تاثیر داشت که من بهتر بازی کنم و بهتر تمرین کنم.

 

-فکر کن 100 درصد موفقیت حامد حدادی را بخواهی تقسیم کنی.چند درصد از این صد در صد به همسرت تعلق میگیرد؟ من میدانم سه آدم روی زندگی تو تاثیر داشته اند: 1-سعید فتحی2-حامد حدادی 3- همسرت. تقسیم کن بین این سه نفرموفق حامدحدادی را.

80 درصد خودم. 10 درصد سعید فتحی.10 درصد همسرم.

-بزرگترین غصه ات چیست؟

...(سکوت میکند)

- به نظرت صمد چقدر پتانسیل این را دارد که در فرانسه موفق شود؟

من در فرانسه بازی نکردم و بازی های لیگش را هم تا به حال ندیدم ولی با اراده ای ک صمد داره فکر کنم بتواند بیاید بالاتر.

-فکر کن تو ستاره ی بزرگ ان بی ای باشی.خبرنگار مجله ای بخواهد با تو مصاحبه کند چکار میکنی؟ این کار را میکنی؟

بله

-همین جا نشسته بودی در خانه تان میگفتی اگر بروم المپیک اولین کاری که میکنم با بازیکانان بزرگ دنیا عکس میگیرم، عکسهایت در آنجا به گونه ای چاپ شد که تو داشتی آنها را بلاک شات میکردی یا از روی دستشان نگاه میکردی فکر نمیکنی همان جور که در المپیک درخشیدی در nba ستاره شوی؟

نه نمیشوم. ممکن است ستاره ی تیم خودم شوم ولی ستاره ی NBA نمیشوم..

 

وای خیلی خسته شدم... هرکی بدون مبنع برداره از این وبلاگ حرامش باشه!!(این فرق میکنه با بقیه) هر کی هم که نظر نده که دیگه خییییییییلییییییییی....منبعش هم مجله ی نسیم هراز بود.

 

منتظر مصاحبه با صمد باشید. چند روز بعد ان شاالله. خیلی زیاد بود نتوسنتم شرمنده. عکس هم چون اسکنر خرابه مجبورشدم با دوربین بگیرم.ولی خیلی بد شد پس نمیذارم!!!

 

نظر یادتون نره..خدافظآآ

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 مهر1387ساعت 5:19 بعد از ظهر  توسط مائده   | 

مصاحب با صمد(در تیم شولوت)

سلام

اول تبریک میگم قهرمانی والیبالیستای عزیز کشورمون رو تو جام کنفدراسیون آسیا تبریک میگم..

راستی رییس فدراسیون والیبال هم قول داده بود قبلا که اگه قهرمان شن  بهشون یه 206 sd بدن!!

                            

اینم مصاحبه با داش صمد...

صمد نيکخواه بهرامي گفت: حس خوبي از حضور در تيم "شوله" (دستا شله!!!!!!!!! )دارم و هيچ مشکلي وجود ندارد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، صمد نيکخواه بهرامي، کاپيتان تيم ملي بسکتبال ايران و يکي از بازيکنان بين المللي و جديد تيم Basket-Cholet احساساتش را بيان مي کند، بويژه زماني که برادر مرحومش را به ياد مي آورد. نيکخواه بهرامي که چندي پيش به عضويت اين تيم فرانسوي در آمده است در گفت و گو با سايت رسمي باشگاهش از حضور در بسکتبال اروپا مي گويد.

*صمد قبل از همه احساستان در مورد تيم، شهر و زندگي در اينجا چيست؟

فکر مي کنم تيم خوبي داريم و احساس راحتي مي کنم. شهر هم ساخته شده که فقط به بسکتبال فکر کني و بسيار هم زيباست. زندگي اينجا متفاوت است اما من حس خوبي دارم و هيچ مشکلي وجود ندارد. اميدوارم تيم در اين فصل به موفقيت هاي بيشتري دست پيدا کند.

*چرا Cholet را انتخاب کرديد؟

قبل از هر چيز مي خواستم در اروپا بازي کنم. من پيشنهادهايي از آلمان هم داشتم اما ليگ فرانسه سخت تر است و سطح بهتري دارد.

*بعد از بازيهاي خوبتان با ايران در بازيهاي تابستاني NBA در سالت ليک سيتي و در بازيهاي المپيک نمي خواستيد قراردادي در NBA يا يوروليگ داشته باشيد؟

من چند پيشنهاد از تيم هاي آمريکايي داشتم اما به نظرم جدي نبودند و نمي خواستم فرصت بازي کردن در Cholet را از دست بدهم. گروه خيلي جوان است و ما پتانسيل زيادي داريم. بعدا در مورد آنچه که مي خواهم براي سالهاي آينده انجام دهم فکر مي کنم.

*پس Cholet مي تواند يک مرحله در حرفه تان باشد؟

دقيقا. اما اول بايد ديد چطور مي توانم زندگي را در کشور ديگري به جز کشور خودم بگذرانم. مي توانم موقعيت خودم را تثبيت کنم يا برعکس ادامه نخواهم داد. اما ابتدا مي خواهم نهايت تلاشم را براي Cholet بکنم.

*براي يک ايراني آيا مهاجرت به آمريکا دشوار است؟

اين مشکل مربوط به دولت ما نيست. دولت آمريکا قوانيني براي شرکت يا اشخاصي دارد که مي خواهند با کسي در آمريکا قرارداد ببندند. اما اينجا هيچ مشکلي وجود ندارد.

*اگه ناراحت نمي شوي از برادرت آيدين ( توضيح: که در دسامبر گذشته در تصادف ماشين به طور تراژيکي درگذشت) صحبت کنيم. چطور با از دست دادنش کنار آمديد؟

براي من مسئله متفاوتي بود زيرا ما همه کار را با هم انجام مي داديم؛ با هم بزرگ شديم، با هم بسکتبال بازي کرديم و با هم روزمان را سپري مي کرديم. او يکي از بهترين بازيکنان تيم ملي ايران بود...(خيلي متاثر مي شود) من مطمئنم او در بازيهاي المپيک شرکت مي کرد و براي بازي به خارج شايد به فرانسه مي آمد. اما اکنون او ديگر نيست... من هر لحظه به او فکر مي‌کنم. او را در کنارم احساس مي کنم...(صدايش مي گيرد) تنها چيزي که مي توانم بگويم اين است که زندگي ادامه دارد.

*مي خواهيد براي او بازي کنيد...

هر بار، زيرا در ايران همه با ديدن من او را به خاطر مي آورند. من سعي مي کنم سخت بازي کنم، خوب بازي کنم تا تصوير زيبايي از او به جا بگذارم

                  

+ نوشته شده در  شنبه 6 مهر1387ساعت 6:36 قبل از ظهر  توسط مائده   | 

بسکتبال با ویلچر

سلام به همه ی رفیقای نامرد زیرآب زن منتظر دودره و بی معرفت!!(گفتیم یه یادی از استیو بکنیم...) 

شاید باید از خدا بخوام ببخشدم(حتما باید بخوام) به خاطر اینکه اینقدر ناشکری میکنم... 

خب.... قراره هر تیم فقط بتونه ۳ بازیکن تیم ملی رو داشته باشه. اما باشگاهی مثل ذوب آهن که بازیکن میسازه(!!) میتونه از همه ی بازیکنای تیم ملیش استفاده کنه!!اینم بازیکنایی که بازیکنای تیم ملی معرفی شدن:مهدی كامرانی، آرن داودی، سعید داور پناه، صمد نیكخواه بهرامی، حامد آفاق، علی باهران، جواد داوری، امیر امینی، ایمان زندی، حامد سهراب نژاد، پویا تاجیك، هومن رضایی، اوشین ساهاكیان، بابك پاك‌نژاد، حامد حدادی، اصغر كاردوست، جابر روزبهانی، علی دورقی، موسی نبی‌پرور،(دوروغ میگ نبی پور خودمونه) علیرضا هنردوست، فرید زرقی، سامان ویسی و بابك نظافت

پ.ن( واسه یه نفر): ببین زیادی پاتو از گلیمت دراز تر کنی پتتو میریزم رو آب!!!(یعنی همون زیادی زر بزنی)

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 شهریور1387ساعت 10:18 بعد از ظهر  توسط مائده   | 

مصاحبه با صمد و حامد حدادی در مورد پیوستن به تیمهای اروپا و آمریکایی

اول یه مصاحبه با صمد.نیک خواه بهرامی: هیچ مشکلی برای پیوستن من و حدادی به تیمهای اروپایی و آمریکایی وجود ندارد.

                                

كاپیتان تیم ملی بسكتبال ایران گفت: هیچ مشكلی برای پیوستن من و حدادی به باشگاه‌های اروپایی یا آمریكایی وجود ندارد.
صمد نیكخواه بهرامی اظهار كرد: مسایلی كه درمورد منع قرارداد بستن تیم‌های NBA با حدادی مطرح شده، درست است. اما، حدادی هیچ مشكلی برای پیوستن به این تیم‌ها ندارد. چرا كه این مسایل با نامه‌نگاری از سوی باشگاه‌های درخواست كننده با مراكز دولتی‌شان حل می‌شود.
وی درمورد دیدار تیم ایران برابر كرواسی گفت: ما امروز در مقابل یكی از تیم‌های خوب دنیا بازی كردیم. آنها بسیار خوب بودند، ما نیمه‌ی اول را به آنها باختیم. چون كه بازی را بد شروع كردیم. اما، نیمه‌ی دوم را بهتر بازی كردیم و برنده‌ی نیمه‌ی دوم بودیم. اما، در نهایت نتوانستیم عقب افتادگی‌مان را جبران كنیم.
وی ادامه داد: بسیاری از شوت‌های نیمه‌ی اول ما گل نشد. به ویژه من كه بارها شوت كردم و هدر رفت. اگر اینها گل می‌شد، شرایط تیم ما بهتر بود. از طرف دیگر ما در دفاع هم خوب بازی نكردیم.
نیكخواه بهرامی با بیان اینكه ما برای قهرمانی به پكن نیامده بودیم، خاطرنشان كرد: ما تنها به دنبال تجربه هستیم. نمی‌گویم در مسابقه‌های جام جهانی ۲۰۱۰ مدال كسب می‌كنیم اما، به طور حتم باید چند برد در آن بازی‌ها داشته باشیم و وضعیت‌مان از هم اكنون بهتر باشد.
كاپیتان تیم ملی بسكتبال ایران با بیان اینكه ما تاوان شصت سال غیبت در بازی‌های المپیك را می‌دهیم، یادآور شد: همه‌ی تیم‌هایی كه اكنون در المپیك هستند تاكنون سه و یا چهار بار به المپیك آمده‌اند. اما، نخستین تجربه‌ی ما به شصت سال پیش بازمی‌گردد كه فكر می‌كنم از آن دوران هیچ چیز برای ما به ارث نرسیده است. در هر حال ما در المپیك خوب بازی كردیم. یك نیمه لیتوانی و یك نیمه كرواسی را بردیم. اما، وقتی نتیجه‌ی پایانی را نگاه می‌كنیم، می‌بینیم كه شكست خوردیم. یكی از علت‌های اصلی این بود كه آن قدر تلاش می‌كردیم كه در پایان بدن‌مان خالی می‌كرد.
وی با اشاره به گفت‌وگوی كوتاهش با رییس كنفدراسیون بسكتبال آسیا گفت: "شیخ ثانی" امروز من را دید و به من گفت شما تنها تیم آسیایی هستید كه در بازی‌های المپیك این قدر خوب كار كردید و مقابل حریفان ایستادگی كردید. همه‌ی تیم‌های آسیایی تاكنون بازنده‌ی محض بوده‌اند.
نیكخواه بهرامی ادامه داد: بازیكنان ما جوان و آینده‌ دارند. من فكر می‌كنم پس از المپیك دروازه‌های اروپا و آمریكا برای ما باز شود و چند تن از بازیكنان ما بتوانند در لیگ‌های بزرگ دنیا تجربه كسب كنند. این وضعیت به رشد بسكتبال ما كمك می‌كند.
وی درمورد انتقالش به تیم شوله فرانسه گفت: این تیم سال پیش در لیگ بسكتبال فرانسه ششم شد و در لیگ دوم اروپا بازی می‌كند. مراحل حضور من در این تیم در حال انجام است و من صد درصد به این تیم می‌روم.

حدادی: در صورت تداوم مخالفت های آمریکا در اروپا توپ میزنم.

حدادي:درصورت تداوم مخالفت هاي آمريکا در باشگاههاي اروپا توپ مي زنم
پکن - در پي مخالفت شوراي حقوقي ليگ حرفه اي بسکتبال آمريکا موسوم به ( NBA ) با امضاي قرارداد باشگاههاي حرفه اي بسکتبال آمريکا با " حامد حدادي " بسکتباليست مطرح تيم ملي ايران ، حدادي گفت که درصورت تداوم اين مخالفت در باشگاههاي اروپايي حضور خواهم يافت.

همزمان با افزايش تمايل و علاقمندي باشگاه هاي حرفه اي بسکتبال آمريکا (NBA) به امضاي قرارداد با "حامد حدادي" بسکتباليست مطرح تيم ملي ايران، شوراي حقوقي اين رقابت ها با ارسال نامه اي به باشگاه هاي حرفه اي اين کشور به آنان گوشزد کرد که از صحبت کردن با اين بازيکن بپرهيزند.
به گزارش سايت اينترنتي ياهو اسپرت، شوراي حقوقي ليگ بسکتبال حرفه اي آمريکا در نامه خود به باشگاه هاي حاضر در NBA آورده است : "به ما اطلاع داده اند که طبق قانون فدرال، انعقاد قراردادهاي کاري اشخاص حقيقي و حقوقي آمريکايي با اتباع ايراني ممنوع است."
" حامد حدادي " روز دوشنبه به خبرنگاران گفت : ظاهرا مسئولان NBA در تلاشند اين مشکلات را برطرف کنند اما اگر آنها نتوانند کاري از پيش ببرند احتمالا در باشگاههاي کشورهاي ديگر حضور يابم.
وي گفت که احتمالا اين مساله تا هفته آينده مشخص و نهايي خواهد شد.
گفته مي شود شوراي حقوقي NBA در حال گرفتن مجوز امضاي اين قرارداد از سوي اداره کنترل دارايي هاي خارجي آمريکاست که در صورتي که اين مجوز گرفته شود، تيم ها مجاز به مذاکره با حدادي هستند.
"ديويد استرن" يکي از مقامات NBA که ماه گذشته شرايط حضور تيم ملي بسکتبال ايران را در رقابت هاي تابستاني NBA فراهم کرد زماني که تمايل تيم هاي آمريکايي را براي عقد قرارداد با حدادي را ديد، مسئوليت هموار سازي روند امضاي قرارداد اين بازيکن را در پيچ و خم هاي وزارت خارجه آمريکا بر عهده گرفت
+ نوشته شده در  دوشنبه 28 مرداد1387ساعت 10:36 بعد از ظهر  توسط مائده   | 

گفت و گو با صمد نیک خواه بهرامی..

صمد: با گذشته فرق کرده ایم...

                                 

او هم مانند سایر هم تیمی هایش اردوهای تداركاتی قبل از شروع بازیهای المپیك را بهترین فرصت برای كسب تجربه و مهمتر از آن معرفی بسكتبال ایران به دنیا می داند.
كاپیتان تیم ملی بسكتبال حالا با حضور در آخرین اردوی تداركاتی تیم ملی در واقع حضور در آخرین تورنمنت قبل از شروع بازیها تلاشش را می كند كه با كسب تجربه مقابل برخی از حریفان مثل آرژانتین بازیهای خوبی را در المپیك به نمایش بگذارد. صمد نیكخواه بهرامی اردوی تداركاتی امریكا را به دلیل قدرت بسكتبال این كشور مهمترین برنامه تیم ملی می داند و معتقد است این اردو كمك زیادی به تیم كرد و حالا بازیكنان با روحیه و اعتماد به نفس بالاتری در مسابقه ها حاضر می شوند.
● با توجه به شرایطی كه تیم این روزها پیش رو دارد پس حالا باید به دنبال بازیهای قابل قبول به همراه نتایج خوب بود.
▪ نه اینگونه نیست كه بگویم با برگزاری این اردوها حالا می توانیم قهرمان شویم بلكه باید گفته شود با حضور در این اردوها خیلی تغییر كردیم. بازی با تیم ها مطرح دنیا و نمایشی كه بچه ها داشتند نشانگر این مسأله است كه ما در سال های نه چندان دور حرف های زیادی برای گفتن داریم.
● نظر كارشناسان خارجی درباره بازیهای شما چه بود
▪ راستش اكثر كارشناسان از نوع بازی ما متعجب می شدند و به ما می گفتند كه شما تجربه حضور در میدان های بزرگ را كم دارید كه در ۲-۳ سال آینده با كسب این تجارب بسكتبال ایران به پیشرفت چشمگیری می رسد.
● تورنمنت دایموندبال را چطور می بینی مسابقه هایی كه تقریبا یك روز قبل از بازیهای المپیك به پایان می رسد
▪ این تورنمنت سخت ترین مسابقه های تداركاتی است كه ما در آن حضور پیدا می كنیم و باید بگویم در این رقابت ها برترین های ۵ قاره به مصاف هم می روند و امیدوارم بتوانم نمایش خوبی داشته باشیم.
● راستی در كل از اردوها راضی بودید
▪ فدراسیون سخت ترین راه را برای ما انتخاب كرد به طوری كه ما در این مدت با تیم های قوی بازی كردیم و در واقع این هزینه ای است كه بسكتبال باید پرداخت می كرد تا سطحش بالا برود.
● اما در این مسابقه ها تیم همیشه بازنده بود
▪ خب باخت های ما طبیعی بود و امكان نداشت در هیچ صورتی آنها را ببریم ولی اكنون با گذشته خیلی فرق كرده ایم و البته این بدین منظور نیست كه توقع مردم از ما بالا برود بلكه این تفاوت در سال های آینده خودش را نشان خواهد داد.

یه عکس دیگه از صمد:

                                        

راستی به اونیکی وبلاگم هم سر بزنین. یه خبر مهم نوشتم.

آدرسش:4today.blogfa.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 مرداد1387ساعت 11:51 قبل از ظهر  توسط مائده   | 

صمد نيكخواه بهرامى:اصلا به خودم فكر نمى كنم

صمد نيكخواه بهرامى:اصلا به خودم فكر نمى كنم
178821.jpg
كاپيتان تيم ملى ايران در مسابقه هاى قهرمانى آسيا و عضو كنونى تيم ملى ايران روزها تلاش زيادى مى كند با حضور در تمرينات به شرايط خوبى برسد. گرچه او اصلا به مقام در بازيهاى پكن فكر نمى كند اما معتقد است نبايد بيكار نشست بلكه بايد تمام تلاش مان را بكنيم كه در المپيك از بسكتبال ايران و آسيا دفاع كنيم.
صمد نيكخواه بهرامى حدود ۳ هفته اى از تمرينات تيم ملى به دور بود اما او با حضور خوبش در تمرينات صباباترى هيچ گاه از آمادگى اش دور نشد تا همچنان با روحيه و انگيزه بالا آماده حضور در بزرگترين رويداد ورزشى دنيا باشد.
با توجه به اينكه حدود ۲ هفته در تمرينات تيم ملى حضور نداشتى آيا از وضعيت راضى هستى
* راستش در اردوى تيم ملى تمرينات بدنسازى را دنبال مى كرديم اما بعد از حضور در اردوى صباباترى كارهاى فيزيكى و تاكتيكى را انجام مى داديم كه اين مساله باعث شد در شرايط سختى قرار بگيريم.
حالا با حضورت در تمرينات شرايطت چطور است
* با آمدن ما به اردو تمرينات بدنسازى به پايان رسيد و با توجه به اينكه فرصت زيادى در اختيار دارم مى توانم كم كم به شرايط ايده آل برگردم.
اما ساير بچه ها ۲ هفته بيشتر از شما تمرينات بدنسازى را انجام داده اند حالا با وجود اين مساله آيا مى توانى در اين ۶ - ۵ روز به شرايط ايده آل برگردى
* بله فرصتى كه داريم براى من كافى است و در اين مدت سعى مى كنم با انجام تمريتان منظم با ديگر بچه ها به يك سطح برسم ضمن اينكه به همراه تيم صبا هم تمرينات خوبى انجام داديم با اين تيم در مسابقه هاى خوبى حضور پيدا كرديم و در واقع در شرايط مسابقه قرار گرفتيم و اين يعنى اين دوره از رقابت ها مانند بازيهاى تداركاتى است و بايد با حضور در اين مسابقه ها به شرايط ايده آل نزديك شد.
شرايط تيم براى حضور در المپيك چطور است
* با توجه به اينكه ما اولين تيمى هستيم كه تمرينات آماده سازى مان را براى بازى شروع كرديم شرايط خوبى داريم كه اين شرايط مطمئنا در روزهاى آينده با انجام بازيهاى تداركاتى و تمرينات خوب بهتر هم مى شود و اين در شرايطى است كه ساير تيم ها رقابت هاى باشگاهى شان تازه تمام مى شود و برخى هنوز اردوهايشان را شروع نكرده اند.
گروه بندى رقابت ها را چطور مى بينيد آيا تيم ايران مى تواند در اين دوره از بازيها به آن چه كه بايد دست پيدا مى كند
* البته ۱۱ تيمى كه براى حضور در بازيهاى المپيك انتخاب شدند سطح بسيار بالايى دارند به همين دليل قرعه و گروه بندى تاثيرى در نتيجه تيم ما ندارد اما ما هم با تمريناتى كه زير نظر مربى تيم ملى انجام مى دهيم همه تلاش مان را مى كنيم كه تيم از پيش بازنده اى نباشيم. به طورى كه قصد داريم مقابل تيم هاى قدرتمند دنيا بازيهايى ارائه بدهيم كه نشانگر پيشرفت بسكتبال ايران باشد و به اين ترتيب بايد به دنبال دفاع از بسكتبال كشورمان باشيم.
چرا نتيجه نبايد مهم باشد چون در هر صورت تيم ايران توانسته به المپيك راه پيدا كند همين مساله يعنى پيشرفت بسكتبال ايران و به دنبال كسب نتيجه بايد باشيم.
* حداقل نتيجه در اين دوره از بازيها نبايد براى ما مهم باشد چون ساير تيم هاى حاضر در المپيك تجربه بسيار زيادى در المپيك دارند اما تيم ما تنها تيمى است كه بدون تجربه وارد رقابت ها مى شود و ما هم در اين دوره از بازيها بايد براى كسب تجربه وارد چين بشويم و علاوه بر ارائه بازيهاى خوب و قابل قبول بايد تمام تلاشمان را بكنيم كه با مقام قهرمانى بتوانيم جواز حضور در المپيك بعدى را به دست بياوريم.
با توجه به صحبت هايى كه شد بسيارى از كارشناسان معتقدند المپيك عرصه بزرگى براى نمايش بازيهاى خوب است و بازيكنان با حضور در اين دوره از بازيها مى توانند با ارائه بازيهاى قابل قبول جواز حضور در ليگ هاى برتر دنيا را به دست بياورند حالا با توجه به اين مساله چه برنامه هايى براى خودت دارى
* در حال حاضر من اصلا به خود فكر نمى كنم تمام فكر و ذهنم موفقيت تيم ايران است اما در المپيك تمام سعى ام را به كار مى برم تا براى تيم ملى كشورمان بازيهاى خوبى به نمايش بگذاريم و اگر تيم هاى خارجى هم پيشنهادى به من دادند چه بهتر اگر نه هم تلاشم را مى كنم تا در كشورم به موفقيت هاى بيشترى دست پيدا كنم.
از برنامه ها و اردوهاى تداركاتى كه فدراسيون براى تيم ملى در نظر گرفته راضى هستى
* بله خوشبختانه فدراسيون برنامه هاى خوبى را براى آمادگى تيم در نظر گرفت به طورى كه قرار شد در چند مسابقه هم خارج از كشور مشعل تورنمنت چين شركت كنيم و اين مسابقه ها و اردوهاى تداركاتى مسلما بازيكنان را به شرايط ايده آل نزديك مى كند و حالا با انگيزه و برنامه هايى كه تمام بازيكنان تيم براى حضور در المپيك دارند اميدوارم تيم بتواند در المپيك به اهداف خود دست پيدا كند. چون تيم ما در اين شرايط مستحق نمايش ها و ارائه بازيهاى خوب است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 خرداد1387ساعت 1:23 قبل از ظهر  توسط مائده   | 

دیداری با صمد نیکخواه بهرامی در منزل شخصی آیدین

اگر شهرداری تهران نخواهد خیابان خزر را عریض کند و اگر همسایه های آپارتمان آجر سه سانتی نبش فریبا- خزر نخواهند ساختمان را بکوبند و برج بسازند و اگر   چهارمین واحد این ساختمان با وسواس دو سه ماه گذشته نگهداری شود، یکی از ورزشکاران ایران صاحب موزه خواهد شد. البته برای این اتفاق باید چند سالی صبر کرد، باید آنقدر صبر کرد تا نسل عوض شود و برای اینکه نسل بعدی بدانند «آیدین    نیکخواه بهرامی» چه کسی بود، آنها را ببریم به آپارتمان شخصی او در پل رومی     تهران؛ آپارتمانی که حکم آخرین یادگار بسکتبالیست فقید تیم ملی ایران را          دارد.  البته این سنت در ایران سنت جدیدی نیست. منزل صادق هدایت، حیاط احمد شاملو، منزل دکتر شریعتی و البته محل سکونت تمام بزرگان ادب و فرهنگ ایران الان موزه شده اند. رویای غریبی نیست اگر تصور کنیم چند سال دیگر هم بر سردر          آپارتمان کم نام و نشان تقاطع فریبا- خزر تابلویی بخورد با این نام؛ «موزه آیدین       نیکخواه بهرامی.» موزه یی که الان هم تمام ویژگی های آیدین در آن است.                          
گوشه هال آپارتمان چیزی به چشم می خورد که دیدن آن در منزل یک ورزشکار اصلاً اتفاق معمولی نیست. یک پیانوی قهوه یی که رنگ پریده آن ثابت می کند
کسی    سال ها پشت آن ننشسته. شاید همه آن را به حساب دکور آپارتمان نقلی آیدین      بگذارند. اتفاقی که الان در منزل ورزشکاران دیگر هم می افتد. ولی این پیانوی رنگ و رو رفته چیزی فراتر از یک دکور ساده است. گویا آیدین و صمد در
۱۲ سالگی به اجبار پدر و مادر معلم پیانو داشتند و این پیانو یادگار آن دوران است. آنها حتی تا ۱۵
سالگی هم کاملاً حرفه یی نوازندگی پیانو را دنبال می کردند که البته با مشاوره استادشان این تعلیم قطع می شود. گویا تمرینات سنگین بسکتبال دو برادر بالاخره معلم پیانو را قانع کرد که قید تعلیم آهنگسازی به آنها را بزند، چرا که برای نوازندگی پیانو نوازنده باید انگشت های ظریفی داشته باشد اما بسکتبال انگشت آیدین و صمد را بزرگ تر از پسرهای هم سن و سال شان کرده بود. به هرحال این ساز که دورانی همدم آیدین بود الان یکی از وسایل آپارتمان اوست.                                                         
کنار پیانو جعبه پلی استیشن به دیوار تکیه داده شده. فقط چند سانتی متر تا در خروجی فاصله دارد، جای عجیبی دارد. فقط کافی است نگاهت به آن بیفتد تا صمد داستان را توضیح بدهد؛ «شاید تنها چیزی که توی این خونه بوی آیدین را بدهد، همین پلی استیشن است. خیلی با آن بازی می کرد. انگار یکی دو روز آخر دستگاه می سوزد و آیدین آن را می گذارد توی جعبه تا بدهد تعمیر.» آیدین حتی جعبه آن را هم کنار در خروجی آپارتمان گذاشته بود. اما اجل مهلت نمی دهد و جعبه الان چند ماهی می شود که کنار در خروجی خاک می خورد. کسی هم دلش نمی آید که به آن دست بزند.                                                                                         
فقط می آیند و خاکش را پاک می کنند. آن سوتر در پذیرایی چیدمان مبلمان با        مرکزیت سینمای خانوادگی یک بعد دیگری از ابعاد زندگی آیدین را رو می کند. اینکه شب ها بدون تماشای فیلم خوابش نمی برد. روی پیشخوان کنار سینمای خانوادگی دی وی دی آخرین فیلم های روز را می بیند که البته الان دو سه ماهی است به روز نمی شود.                                                                                                 
آخرین فیلمی که روی پیشخوان گذاشته شده «خون بازی» رخشان بنی اعتماد است. همه آن را می بینند بدون آنکه بدانند آیدین آن را تماشا کرده یا اینکه «خون بازی» در یک انتظار ابدی برای تماشا شدن است. البته چند دی وی دی که گلچین کلیپ های یادبود آیدین است روی پیشخوان اضافه شده. یک نگاه گذرا به فیلم ها به هر کسی می فهماند آیدین سلیقه خاصی در تماشای فیلم نداشته و هرچیز         باارزشی که دیده، یک نسخه را هم برای خودش آرشیو کرده.                                             
الان دیگر نه کسی دل و دماغ دارد سینمای خانوادگی را روشن کند و نه کسی حوصله دارد روی کاناپه روبه روی آن بنشیند. روی آن کاناپه یک عکس پرتره از آیدین
است که در آن زل زده به روبه رو؛ به صفحه تلویزیون که ماه هاست روشن نشده. روی میز تلفن بیسیم در شارژر گذاشته شده. از ششم دی ماه که آیدین برای آخرین مرتبه آن را در شارژر گذاشته، هنوز کسی از آن استفاده نکرده.                            
فقط یک پیام روی منشی آن ضبط شده که در آن هم هیچ صدای مشخصی شنیده نمی شود. تلفن از یک میهمانی شلوغ زده شده. سروصداها به هم می پیچد و     کسی که پشت خط است گویا اصلاً نفهمیده که گوشی روی پیغامگیر رفته.
۳۰ ، ۴۰
ثانیه این سروصدای مبهم روی حافظه ضبط شده و پس از آن صدای بوق اشغال می آید. هیچ شماره یی روی این تماس نیست. کسی نمی داند این پیام از سوی کیست. چه وقتی ضبط شده و اصلاً چه خواسته بگوید. صمد چند بار به آن گوش داده. هر مرتبه دقیق تر از پیش. ولی چیزی دستگیرش نشده. باز هم گوش می کند و پس از آن گوشی را می گذارد. این معما چه زمانی حل می شود؟                   
صمد به آیدین زنگ می زند تا بفهمد چه وقتی به ویلا می رسند. آخرین مرتبه جواب می شنود که «تنها پنج دقیقه دیگر.» آیدین با اینکه قول داده بود خودش پشت رل ننشیند، اما تمام جاده چالوس را خودش می راند، بدون کوچک ترین اشتباهی. به چالوس که می رسند، می زنند بغل. از سوپرمارکت بین راهی یک بطری آب معدنی می خرد. سر می کشد. دست و صورتش را می شوید تا کیلومترهای آخر را بدون مشکل رانندگی کنند. صمد خیالش راحت می شود که آیدین با وجود مسابقه سنگین صبا با پردیس متحد قزوین در سالن بسکتبال آزادی و چند ساعت رانندگی اصلاً اثری از خستگی ندارد.                                                                       
گوشی را قطع می کند اما تنها یک ساعت بعد سیل اخبار بد به سوی او می آید؛ خبر تصادف. اینکه زانتیای آیدین چند کیلومتر بعد از آن سوپرمارکت بین راهی به      گاردریل جاده ساحلی خورده. کسی نمی تواند باور کند. اما وقتی همه دیدند که گاردریل یکی دو متر به سمت جاده انحراف داشته، دیگر فهمیدند که اشکال کار کجا بوده. انسیه همسر صمد می گوید؛ «شب پیش هم که ما از آن قسمت جاده رد شدیم کم مانده بود تصادف کنیم. گاردریل به سمت جاده انحراف داشت. جوری بود که اگر حوا
س مان نبود شاخ به شاخ می شدیم. وقتی رفتیم سر صحنه تصادف آیدین، دیدم که آنها دقیقاً آنجا تصادف کرده اند. باور نمی کنید اما اصلاً چراغی برای روشن کردن آن قسمت کمربندی نبود. حتی بشکه هم نگذاشته بودند جلوی گاردریل. برای همین زانتیای آیدین مستقیم به گاردریل می خورد.»                                        
اولین کسی که خبر تصادف را به پلیس راه می دهد، اصلاً تا زمان رسیدن ماشین پلیس صبر نمی کند. هر چند که گویا چند روز پس از حادثه، او بالاخره با صمد تماس می گیرد. او راننده ماشین پشت سری آیدین بوده، وقتی در چالوس آیدین از زانتیا پیاده شده بود و آب معدنی خریده بود. او آیدین را شناخت. با دوربین فیلمبرداری تلفن همراهش از آیدین فیلم می گیرد تا این اتفاق عجیب و غریب را با دوستانش تقسیم کند. اتفاقاً در جاده او باز هم زانتیای آیدین را می بیند. 
                                    
برای همین در کنار اتومبیل آیدین می راند تا اینکه تصادف اتفاق می افتد. او پس از اینکه می فهمد کاری برای نجات سرنشینان اتومبیل از دستش برنمی آید، باز هم تلفن همراه را از جیب بیرون می آورد و به پلیس راه خبر می دهد. در فاصله یی که در انتظار رسیدن پلیس بود، باز هم دوربین فیلمبرداری تلفن همراهش را فعال می کند. فجیع ترین صحنه هایی که دوربین ضبط کرد و پس از آن وقتی آژیر پلیس راه را از چند صد متری می شنود، می رود. چند روز پس از گذشت شب هفت آیدین او          شماره تلفن همراه مهدی کامرانی را پیدا می کند. بالاخره تلفن همراه صمد را می گیرد و به او زنگ می زند تا آخرین تصاویر از پیکر بی جان آیدین را به برادرش بدهد. اما صمد اصلاً طاقت نمی آورد.                                                                         
از او خواهش می کند فیلم های صحنه تصادف را از موبایلش پاک کند و به کسی هم ندهد. تنها یادگاری از آن شب نحس از حافظه تلفن همراه او پاک می شود اما از صمد خواهش می کند فیلمی که در چالوس هنگام خریدن آب معدنی از آیدین گرفته را در موبایلش نگه دارد. آخرین درخواست او با یک اعتراف تلخ هم همراه می شود؛ اینکه اگر آیدین در آن لاین رانندگی نمی کرد، شاید آن راننده ناشناس به گاردریل می خورد. احتمال اینکه آن راننده ناشناس پس از گذشت چند ماه چند بار دیگر از آن قسمت کمربندی گذشته باشد کم نیست. او قطعاً هر بار به گاردریل منحرفی نگاه کرده که دیگر الان از سوی راه و ترابری استان مازندران با بشکه های ایمنی محافظت شده و دیگر نمی تواند جان کسی را بگیرد. اما کاش این بشکه ها پیش از وقوع فاجعه سر جایشان بودند.                                                                        
باید اضافه کنیم که یک ماه پیش هم یک فیلم مستند با موضوعیت تصادف آن شب آیدین نیکخواه بهرامی ساخته شده. فیلمی که در بخشی از آن صحنه های تصنعی از تصادف اتومبیل آیدین بازسازی شده و البته گویا تنها برای این ساخته شده که مسوولیت آن تصادف از دوش اداره راه استان مازندران برداشته شود. با وجود این وقتی پای حرف خانواده آیدین بنشینی و این بحث ها را پیش بکشی، آنها با تاسف سری تکان می دهند و با بغض اعتراف می کنند؛ «دیگر کار از کار گذشته، شکایت کنیم که چه بشود؟» البته آنها را خدا را شکر می کنند که بالاخره بشکه ها سر جایشان چیده شد تا دیگر در ساعات نیمه شب راننده یی در تاریکی شب با گاردریل منحرف آن قسمت جاده تصادف نکند.                                                            
با اینکه تصادف آیدین در ساعات مرده خبری رسانه های ایران اتفاق افتاد اما این خبر سریع تر از آنچه که تصور می شد، بین مردم پیچید. با وجود اینکه ساعت
۴ بامداد جمعه او جان به جان آفرین تسلیم کرد، خبر مرگ او در تمام بخش های خبری صبحگاهی جمعه ایران انتشار یافت. پیکر بی جان او ۲۴ ساعت بعد به تهران رسید تا در حضور دو هزار نفر به باشکوه ترین شکل تشییع شود. در آیین تشییع جنازه او از محمد علی آبادی رئیس سازمان تربیت بدنی تا امیر قلعه نویی و داریوش ارجمند حضور داشتند. او در روزی فوت کرد که تنها چهل روز تا تولد ۲۶
سالگی اش باقی مانده بود تا خانواده او در روز تولدش آیین چهلم او را برگزار کنند.                           
آیدین و صمد با هم در بسکتبال چهره شدند. وقتی برای اولین مرتبه برای مصاحبه به دفتر یک روزنامه ورزشی دعوت شدند، تمام خبرنگاران آن روزنامه را به ظهور یک زوج بسکتبالیست جذاب امیدوار کردند. همان قدر که آیدین سر به زیر بود و تودار و خجالتی، صمد شلوغ بود و شجاع و نترس. تیتری که از آن گفت وگو درآمد، همه را انگشت به دهان کرد؛ «من شاعرم، بسکتبال شعر من است».                           
البته آنها تا روز آخر بسکتبال کمتر در یک تیم بودند. پس از اینکه هر دو با «ایران نارا» آغاز کردند، صمد به صنام رفت. آیدین در «ایران نارا» ماند. پس از آن صمد پیراهن پتروشیمی را پوشید و آیدین به صبا رفت. دست آخر هم صمد به مهرام آمد و آیدین در صبا ماند. اصلاً خجالت نمی کشیدند اعتراف کنند به خاطر مشکلاتی که با هم دارند، در یک تیم نمی مانند. همیشه سر به سر هم می گذاشتند. همیشه به پروپای هم می پیچیدند و البته هر وقت به تیم ملی دعوت می شدند، با هم اتاق می گرفتند. شاید چون نمی توانستند دوری هم را تحمل کنند. یک آمار جالب ثابت می کند صمد و آیدین در پنج دوره گذشته لیگ برتر بسکتبال در فینال روبه روی هم بازی کردند.
البته اگر نیمه شب ششم دی ماه
۸۶
آن اتفاق نمی افتاد، این فصل هم رکورد آنها نمی شکست، چرا که صمد با مهرام به فینال صعود کرد و آیدین هم با صبا به دیدار نهایی لیگ برتر بسکتبال می رسید. به هرحال باید برگردیم به آپارتمان صدمتری آیدین؛ جایی که هنوز احساس نمی کنی کسی در آن زندگی نمی کند، جایی که هنوز هفته به هفته گردگیری می شود و اصلاً کسی دلش نمی آید به دکوراسیون آن دست بزند. به جایی که کاناپه آیدین در آن خالی است و تنها قابی از او روی آن گذاشته شده. یک جلد «مثنوی معنوی» در کتابخانه که گویا محبوب ترین کتاب آیدین است، در قاب چوبی مخصوصی نگهداری می شود.                                           
روی دیوار دو پیراهن او در سایز های بزرگ بازسازی شده، یکی پیراهن شماره
۹ صباباتری که برای همیشه در کلکسیون باشگاه از آن نگهداری می شود و دیگری پیراهن شماره ۸ تیم ملی، که این یکی به خاطر قانون فیبا باید در مسابقات المپیک بر تن یک بسکتبالیست دیگر تیم ملی برود. البته در این بین هم یک سری پیشنهاد دادند تا صمد مرد المپیک ۲۰۰۸ پکن با پیراهن شماره ۸ تیم ملی بازی کند و پشت پیراهن نوشته شود «آیدین- صمد» تا یاد و خاطره برادر بزرگ تر زنده شود. اما صمد اصلاً زیر بار این قضیه نمی رود. می خواهد خاطر آیدین بدون اتفاقات حاشیه یی در یادها حفظ شود، برای همین حتی به پیشنهاد پوشیدن پیراهن شماره ۸ تیم ملی در المپیک ۲۰۰۸
پکن هم جواب منفی داده. اما با وجود این همه می دانند که یاد آیدین در دل همه تماشاگران بسکتبال زنده می ماند. در المپیک ۲۰۰۸
همه به یاد او         هستند.                                                                                             

مهدی امیرپور

منبع :تنهاترین

 

سلام تولد وبلاگ عزیزمون مبارک انشالله همیشه پا بر جا باشد خواستم سال جدید رو با اسم آیدین عزیزم شروع کنم " و از مائده جون بخاطر غیبت طولانیم معذرت میخوام

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 فروردین1387ساعت 11:2 بعد از ظهر  توسط   | 

مصاحبه....

اینم اون مصاحبه ای که ظهر گفته بودم. مصاحبه با کاپیتان پویا تاجیک! (خوب بود؟؟؟) از وبلاگ مائده و نسترن madlovers-os.blogfa.com کش رفتم. مصاحبه از خودشونه. یعنی خودشون مصاحبه کردن. البته بنیان مصاحبه من بودم!(آقا چاکریم امضا نمیدم!) ولی سوالای کلیشه ای و تکراریه زیاد جو نگیرتتون!

*خوب اول از خودتون شروع کنید.خودتونو معرفی کنید.

من پویا تاجیکم.(منم مایکل جردنم!امضا نمیدم!)۲۷ سال سن دارم.در پاسداران تهران زندگی می کنم.یه خانواده ی۵ نفره دارم.یه خواهر و یه برادر بزرگتر و کوچکتر و از خودم دارم.۱۲ ساله که بسکتبال کار می کنم.۱۰ساله عضو تیم ملی ام.اولین سالیه که از پیکان جدا شدم و عضو تیم بیم هستم.قدم ۲ متره.

*بسکتبالو چطور شروع کردید؟

خواهر من بسکتبالیست بود.ما خانوادگی بلند قدیم.خواهرم منو به مدرسه ی بسکتبال معرفی کرد.در دبیرستان هم آقای خلیلی معلم ورزشم خیلی کمکم کرد.بعد خواهرم خودش بسکتبالو ادامه نداد ولی من ادامه دادم تا به این جا رسیدم.و دوست های خیلی خوبی پیدا کردم.

*قبل از اینکه وارد این رشته بشید تو چه رشته های فعالیت می کردید؟

تنیس و شنا و اسکی رو دوست داشتم و تو این رشته ها فعالیت می کردم ولی نه به صورت حرفه ای.

*توی بازی بیم و ذوب آهن اعتراض های زیادی به داوری بازی شد نظر شما چیه؟

خوب ما نمی تونیم اعتراض کنیم ولی داوری ایراد داشت و به ضررما بود.ولی انسان جایز الخطا است.در این باره یه جلسه ای قراره تشکیل بشه و رای صادر بشه.(حالا که صادر شده!)

*اگه ناراحت نمیشید نظرتونو راجع به آیدین (خدا بیامرز)بگید.

آیدین پسروخوب ومهربونی  بود.اون دوست من بود.ما سرمایه ی بزرگی رو از دست دادیم.روی آیدین هزینه شده بود.اون شاخه گل از دست رفته ی بسکتباله.به نظر من آیدین الان جای خوبیه ولی اون باید می دونست که متعلق به جامعه ی بسکتبال بود.آیدین پسر ول خرجی بود من همیشه با اون می رفتم خرید و همیشه لباسایه خوبی می خرید و بهترین رو برای خودش می خواست!!!تو ترکیه باهاش آشنا شدم.اون از من دو سال کوچکتر بود.(؟؟؟؟ 27 و 26 دوسال تفاوت داره!)

*بهترین بردتون کدوم بازی بود؟

برد هایی که تو دوحه داشتیم.

*بهترین خاطرتون؟

یه بار تو رادیو مصاحبه می کردم که قبل بازی بهم گفتن:ایران می بره و این طور شد.

*دوست دارید به جای پویا چی صدات کنن؟(یعنی چی صداتون میکنن. این سوالو من پرسیدم)

کاپیتان!

*بهترین دوستات کیا هستن؟

خدا بیامرز آیدین و صمد نیک خواهُ ایمان زندیُ  مهدی کامرانیُ آیدین کبیر و از قدیمیا بابک مرادی.

*نظرتون راجع به طرافداراتون چیه؟

ما ۵۰٪ برد هامونو مدیون اون هاییم.من طرفدارامو می شناسمو احساسه شناخت یک طرفه ای نسبت بهشون دارم و احساس خوبی دارم که مردم دوستم دارن.

*از این که مردم بهت زنگ می زنن و smsمیدن چه احساسی داری؟

اونا لطف دارن.من خطمو ۱۰ ساله دارم.و مزاحمت آنچنانی صورت نگرفته.خوبه ولی درد سر سازه.

* هر کدو م از این سوال ها رو با چند کلمه جواب بده.

*رنگ مورد علاقت.

آبی آسمانی.

*غذای مورد علاقت.

قورمه سبزی.

*تعطیلات کجا میری؟

پیست دیزین.

*چه سوالی دوست دارس ازت بپرسم؟

نمی دونم.

*چه سوالی خیلی واست تکراریه؟

خودتو معرفی کن.

*نظرت راجع به بسکتبال؟

شخصیت من تو بسکتبال شکل گرفت۰

اینم مصاحبه با آقا پویا...با تشکر از نستی بالا!(خودمون میدونیم چی میگیم.سعی نکن بفهمی!)حالا مائده جون تو ناراحت نشو! با تشکر از خبرنگار همشهری مائده خانوم گل!

+ نوشته شده در  شنبه 27 بهمن1386ساعت 9:20 بعد از ظهر  توسط مائده   | 

صمد نیكخواه بهرامی: آیدین شده برایم انگیزه

این پست هم به خاطر اینکه نگین آیدین رو فراموش کردیم. پست های قبلی و بعدی رو هم بخونید. راستی مصاحبه از آفتاب هستش....

این هم از بد روزگار است كه بهترین ها همیشه زودتر ما را ترك می كنند. می گویند یك ورزشكار دوبار می میرد ولی برای آیدین چه باید گفت! «درك نوویتزكی» بسكتبال ما (آیدین نیكخواه بهرامی) خیلی زود و بدون اینكه المپیك را ببیند از میان ما رفت تا دیگر یارانش، المپیك تابستانی چین را بدون این «یار نترس» تجربه كنند.
روزی روزگاری آیدین برای صمد یك برادر و بیشتر از آن یك رفیق خوب بود ولی این روزها آیدین، «انگیزه» صمد شده. كاپیتان تیم ملی می خواهد با تمرینات زیاد در المپیك خاطره بازیهای آیدین را زنده كند.
پیش از اینكه صمد به اینجا (ایران ورزشی) بیاید هیچ سؤال آماده ای نداشتیم و نمی دانستیم بعد از این اتفاق تلخ چه باید بپرسیم. ولی روحیه خوب و شخصیت قوی صمد به ما هم كمك كرد تا با خیال راحت تری به صحبت بنشینیم.
از قهرمانی بسكتبال در جام ملت های آسیا و صعود به المپیك بیشتر حرف زدیم تا با مرور آن خاطرات شیرین صحبت آیدین هم به میان بیاید. بازی با قطر را یادتان می آید! آیدین هر چه شوت می زد وارد سبد می شد و یارگیر آیدین در جواب فریادهای مربی اش دست هایش را تكان می داد و می گفت از دست من كاری ساخته نیست. خاطره پررنگی كه در ذهن صمد همیشه به یادگار می ماند و نمی دانیم چرا وقتی این صحنه را تعریف می كرد صدایش می لرزید و قطره اشكی در گوشه چشمش جمع می شد.
● برویم به جام ملت ها و قهرمانی تیم بسكتبال. از دفاع كردن فادی الخطیب در بازی فینال صحبت می كنی؟
▪ من قبل از بازی فینال به ترومن گفتم كه می خواهم الخطیب را دفاع كنم. به هر حال در بازی قبلی مقابل لبنان جلوی این بازیكن خوب كار نكرده بودیم. ترومن چند بار از من سؤال كرد كه واقعا مطمئنی و من هم گفتم مطمئنم.
● این اطمینان چطور برای تو به وجود آمد؟
▪ كل تیم برای بازی فینال انگیزه زیادی داشت. پیش از شروع بازیها به هیچ عنوان در فكر بازی فینال نبودیم ولی وقتی به این بازی رسیدیم تصمیم گرفتیم تمام انرژی و انگیزه مان را برای قهرمان شدن و گرفتن سهمیه المپیك به كار بگیریم. البته باز هم همه چیز ۵۰ به ۵۰ بود. مطمئن باشید اگر ما نایب قهرمان هم می شدیم همه خوشحال می شدند. لبنان یك تیم كاملا شناخته شده در آسیا است و در چند سال گذشته بعد از چین قدرت دوم آسیا بوده. بازیكن های حرفه ای این تیم می توانند برای هر حریفی خطرناك باشند.
● ولی در بازی فینال هم خوب بودند و تو هم خیلی خوب فادی الخطیب را دفاع كردی.
▪ البته در بعضی از دقایق حامد و آیدین و مهدی كامرانی هم خیلی كمك می كردند. كلا اساس كار تیم لبنان به گونه ای است كه بازیكن ها به قول معروف در اختیار فادی الخطیب هستند و اگر ما می توانستیم این بازیكن را دفاع كنیم بسیاری از برنامه های آنها به هم می ریخت.
● البته ما این شانس را داشتیم كه چین میزبان المپیك ۲۰۰۸ است و تیم اصلی اش را به مسابقات نیاورده بود؟
▪ بدون شك اگر چین با تیم كاملش به بازیها می آمد مانند هر سال قهرمان می شد. چینی ها بسكتبال را فراتر از آسیا بازی می كنند و داشتن بازیكنی مانند یائومینگ برای آنها یك امتیاز بالاست.
● به هر حال تو كاپیتان این تیم قهرمان بودی، به نظر خودت مهمترین عواملی كه باعث قهرمانی شد چه بود؟
▪ اول اینكه فكر می كنم هر ۱۲ بازیكن تیم یك هدف داشتند. خیلی وقت ها پیش می آید كه ما تیمی را می بریم ولی در رختكن وقتی به بازیمان فكر می كنیم متوجه می شویم «شانس» داشتیم ولی این بار به غیر از شانسی كه داشتیم همه بازیكن ها «یكدل» بودند. از كارهای ترومن هم نمی توانیم به سادگی عبور كنیم.
● چه كارهایی؟
▪ ترومن رابطه بسیار خوبی با بچه ها داشت. به نظر من مهمترین كاری كه ترومن انجام می داد مسائل روحی و روانی بود. البته با این حرف به هیچ عنوان منكر توانایی های فنی این مربی نمی شوم. استفاده از تمام توانایی های فنی تیم و آنالیز حریفان به قهرمانی تیم خیلی كمك كرد. ما برای اولین بار بود كه با شناخت كاملی از حریفان وارد زمین می شدیم. تیم مقابل به صورت خوبی آنالیز می شد و ترومن هم از تمام داشته هایش استفاده می كرد. من فكر می كنم این مربی صربستانی چه به لحاظ فنی و چه به لحاظ روحی روانی شناخت كاملی از تیم داشت.
● با این قهرمانی حالا انتظارات از بسكتبال بیشتر می شود؟
▪ به نظر من باید به همین گونه باشد. توانایی های ما در بسكتبال كم نیست و باید تا چند سال آینده بتوانیم همیشه در كورس قهرمانی قرار بگیریم. به هر حال با این قهرمانی نگاه سایر تیم های آسیایی نسبت به ما عوض می شود. زمانی برای بسكتبال ما و حتی خود ما مقام پنجم و ششم آسیا كاملا راضی كننده بود ولی از امروز به بعد دیگر نمی توانیم از این مقام ها راضی باشیم و باید سعی كنیم همیشه در جمع ۴ تیم قرار داشته باشیم. البته با نفراتی كه در حال حاضر در بسكتبال هستند می توانیم روزهای بهتری داشته باشیم.
● مثلا حامد حدادی؟
▪ حامد در آن بازیها یك ستاره كامل بود. قبل از اینكه به ژاپن برویم درباره نفرات تیم گفتم كه بعضی از بچه ها عوض شده اند و انگیزه خوبی دارند. به نظر من حامد حدادی دوباره در مسیر «ستاره بودن» قرار گرفته. تا الان چند پیشنهاد خارجی داشته كه همه را به بعد از المپیك موكول كرده البته من اگر جای حامد بودم برای بازی در تیم پارتیزان بلگراد لحظه ای درنگ نمی كردم. واقعا بازیكنی در پست ۵ نداریم كه مثل حامد شوتزن خوبی هم باشد.
● خودت چه پیشنهادهایی داری؟
▪ اول باید بگویم كه به هیچ عنوان در تیم های عربی بازی نمی كنم. واقعا برای من جای تعجب دارد كه چرا بعضی از فوتبالیست های ما به این لیگ ها می روند. با چند تیم اروپایی صحبت هایی شده ولی هنوز هیچ چیز قطعی نیست و امیدوارم بعد از المپیك این صحبت ها جدی شود.
● ولی كشورهای حاشیه خلیج فارس پول خوبی می دهند و این برای ورزشكار ایرانی مناسب است؟
▪ لیگ های اروپایی هم پول خوبی می دهند. من متوجه نمی شوم كه چرا برای یك ورزشكار باید پول حرف اول را بزند.
● خب به هر حال انگیزه ها متفاوت است؟
▪ دقیقا. هر ورزشكاری برای خود انگیزه ای دارد.
● برنامه خاصی برای المپیك دارید؟
▪ من به تنهایی كاری نمی توانم انجام دهم و فقط قبل از بازی از همه بچه ها می خواهم كه به یاد آیدین وارد زمین شوند. از اینكه آیدین نیست ناراحت هستیم ولی نباید باعث ضعف شود. آیدین بزرگترین انگیزه من است.
● این اتفاق در كل جامعه بسكتبال تاثیر داشت و بسیاری از بازیكن ها نمی توانستند با تمركز كامل بازی كنند.
▪ دقیقا. بعضی از بچه ها در مسابقه های لیگ در زمین راه می رفتند و اصلا حواسشان به بازی نبود.
● شاید خاطراتشان را با آیدین مرور می كردند؟
▪ كلا آیدین در تیم ملی روحیه خوبی به بچه ها می داد، سعی می كرد همه را دور هم جمع كند. با اخلاقی كه او داشت هیچكس از او نمی توانست ناراحت باشد.
● كدام بازی آیدین در ذهنت مانده است؟
▪ در همین جام ملت ها مقابل قطر فوق العاده بود. من كه در همان چند دقیقه اول بازی ۳ خطا كردم و به روی نیمكت رفتم. یارگیر آیدین نمی دانست چه كار كند و به مربی اش می گفت از دست من كاری برنمی آید. شوت های آیدین در این بازی فوق العاده بود.
● متاسفانه با این اتفاق یكی از بهترین بازیكن های تیم ملی هم دیگر نیست.
▪ نه اینكه برادر من باشد و از او بخواهم تعریف كنم. ولی فكر می كنم دیگر در بسكتبالمان بازیكنی مانند او نداریم. قد و قامت بلند با شوت های موفق، ریباند خوب و سرعت مناسب. ضمن اینكه هیچ بازیكنی مثل او «نترس» بازی نمی كند. آیدین در بسكتبال واقعا نترس بود و به هیچ حریفی باج نمی داد.
● به نظر می رسید شما بیشتر از اینكه با هم برادر باشید، دوست هستید؟
▪ بله. آیدین برای من بهترین دوست بود.
● دوباره به بحث تیم ملی برگردیم، برای المپیك چه برنامه ای دارید؟
▪ ما در المپیك فقط می توانیم تجربه كسب كنیم. برزیل، ایتالیا، آلمان و بسیاری از كشورهای صاحب سبك بسكتبال نمی توانند در المپیك حاضر باشند. این تیم ها به راحتی می توانند ما را شكست دهند ولی دلیل اینكه از قاره خودشان نتوانسته اند به المپیك برسند. بهترین فرصت برای ماست كه بتوانیم با قوی ترین تیم های دنیا آشنا شویم. بازی مقابل امریكا، اسپانیا، روسیه و آرژانتین شاید دیگر برای ما تكرار نشود.
● چه تجربه ای از المپیك می خواهید؟
▪ می توانیم بعد از المپیك، در مسابقه های آسیایی بهتر كار كنیم. وقتی با قوی ترین ها روبرو شویم و این حركت ادامه داشته باشد با اعتماد به نفس بالایی مقابل تیم های آسیایی قرار می گیریم.
● به این فكر نمی كنید كه به NBA بروید؟
▪ به نظر من حامد حدادی می تواند. او اگر برای دستش مشكل به وجود نمی آمد زودتر می توانست به NBA برود. امیدوارم حامد در المپیك بهترین بازیهایش را انجام دهد.
● بازیهای NBA را نگاه می كنی؟
▪ خیلی زیاد. Euro League را هم كاملا در جریانش هستیم.
● خیلی با آنها فاصله داریم؟
▪ بله. آنها كار پایه می كنند و از همان سنین روی تكنیك و تاكتیك تیمی مشغول هستند. درست است كه یكی از فاكتورهای مهم در بسكتبال قدبلند است ولی در كنار این فاكتور، كارهای پایه ای هم بسیار مهم است.
● فكر می كردی روزی به المپیك بروی؟
▪ اینكه فقط به المپیك فكر كنم نه. ولی به هر حال وقتی بسكتبال نگاه می كردم می دیدم برای اینكه روزی به تیم ملی برسم راه خیلی طولانی در پیش ندارم.
● بیشتر توضیح می دهی؟
▪ ببینید من و آیدین از سن كم بسكتبال را شروع كردیم و در مسیری قرار گرفتیم كه هر چه جلوتر می رفتیم به موفقیت بیشتر نزدیك می شدیم. كمك خانواده و دوستان هم خیلی مهم بود.
● چه توصیه ای برای بچه هایی كه در اول راه قرار دارند، داری؟
▪ نمی توانم بگویم كه هر كس بسكتبال را شروع كند به تیم ملی می رسد، ولی اگر انگیزه قوی داشته باشیم می توانیم به هر خواسته ای برسیم.
● مدیر برنامه داری؟
▪ تا به حال چند بار خواستم این كار را بكنم ولی در آخرین لحظات پشیمان شدم.
● چرا؟
▪ متاسفانه استفاده از مدیر برنامه در ایران هنوز برای بسكتبالیست ها جا نیفتاده و اگر كسی این كار را بكند فكر می كنند حالا چه خبر شده.
● دوست داری مقابل امریكا بازی كنی؟
▪ بله. خیلی زیاد. فكر می كنم دیگر بچه ها هم از این بازی استقبال كنند.
● فكر نمی كنی شكست سنگینی بخورید؟
▪ مطمئن باشید این طور هم نیست كه نتوانیم هیچ كاری بكنیم. البته هنوز معلوم نیست در المپیك در یك گروه باشیم.
● ولی برای بازیهای آزمایشی المپیك قهرمانان قاره های مختلف به دیدار هم می روند؟
▪ بله. قبل از المپیك با آنها بازی می كنیم.
● مقابل چه بازیكن هایی قرار می گیری؟
▪ یارهای مستقیم من، كوبی برایانت و كارملو آنتونی هستند.
● بهترین بسكتبالیست تاریخ را چه كسی می دانی؟
▪ من بازی مایكل جردن را خیلی دوست دارم. برای تیمش یك وزنه روحی خیلی سنگین بود ضمن اینكه خیلی خوب تیمش را هدایت می كرد.
● قبل از حضور در جام ملت های آسیا وقتی قرعه را دیدی فكر می كردی در این دوره از رقابت ها قهرمان بشوید و مهمتر از این ورودی المپیك را به دست بیاورید؟
▪ نه، اصلاً فكر قهرمانی نمی كردیم. همه می گفتند تیم ایران در گروه سختی است و نمی تواند از گروهش برود بالا.
● خودت چه فكر می كردی؟
▪ من بیشتر فكر می كردم كه جزو ۸ تیم اول بشویم اما قهرمان نه.
● پس چطور شد قهرمان شدید؟
▪ به نظر من مهمترین دلیل قهرمانی ما قرعه سخت تیم بود و باید بگویم چون قرعه ما سخت بود بازیهای خوبی انجام دادیم كه به یك هشتم رسیدیم و با آمادگی كاملی كه داشتیم توانستیم قهرمانی را به دست بیاوریم.
● اگر چین هم با تیم اصلی اش وارد رقابت ها می شد باز می توانستید قهرمان بشوید؟
▪ باید بگویم این روزها با شرایط خوبی كه بسكتبالیست های كشورمان دارند چین هم راحت نمی تواند ما را ببرد و حتی باید بگویم نتیجه ما مقابل چین قابل پیش بینی نیست و آنها ۵۰-۵۰ می توانند ما را شكست بدهند.
● به نظر كی می توانیم چین را هم مثل دیگر تیم های آسیایی به راحتی شكست بدهیم؟
▪ الان چین با در اختیار داشتن یائومینگ قدرت اول آسیا است چون او یك بازیكن پخته است كه خیلی كم پیش می آید اشتباه كند و مطمئناً با این بازیكن بازی غیرقابل پیش بینی می شود اما باور كنید در سال های آینده در صورت نبود یائومینگ ما قدرت بلامنازع آسیا می شویم.
● ترومن در این قهرمانی نقش داشت؟
▪ او یك مربی حرفه ای با تجارب بالایی است. ترومن در این رقابت ها از تمام پتانسیل های تیم استفاده كرد و با رابطه خوبی كه با بازیكنان برقرار كرد از همه به خوبی استفاده كرد و حتی باید بگویم این برای اولین بار بود كه ما ۱۲ نفر یك هدف داشتیم و تا آخرین لحظه هم جنگیدیم.
● یعنی اگر ترومن نبود...
▪ شاید قهرمان نمی شدیم چون این برای اولین بار بود كه قبل از بازی می دانستیم باید چه كار كنیم و این اولین بار بود كه شانسی نبردیم و با برنامه پیش رفتیم.
● با تمام این صحبت ها اما تمام مربیان یك روز برای تیم شان تمام می شوند. آیا ترومن برای تیم ما تمام نشده و برای المپیك می تواند كمك بسكتبال ایران باشد؟
▪ بله او می تواند چون او هنوز داشته هایی دارد كه تمام نشده. ترومن بسكتبال دنیا را به خوبی می داند و با یك سال حضورش در ایران تك تك افراد تیم را می شناسد و هنوز ما نقطه ضعف هایی داریم كه او آنها را فقط می تواند برطرف كند ولی در كل باید بگویم كه نتیجه این موفقیت ها كار گروهی است. نه تنها ترومن باشگاه ها، مربیان جوان و فدراسیون نقش زیادی در كسب این نتایج داشتند.
● اونیكا چطور؟ او آن وقت كه تیم ایران را تحویل گرفت هشتم آسیا بودید و تیم را سوم كرد و رفت. آیا او در این پیروزی ها نقشی نداشت؟
▪ باید بگویم من به شخصه اونیكا را قبول نداشتم چون او كارنامه خوبی نداشت و به نظر من در قطر هم شانس خیلی به ما كمك كرد كه سوم شدیم به طوری كه موقعی كه در اتوبوس در حال برگشت به هتل بودیم گفتم پس بهتر است تا سوم شدیم از بسكتبال خداحافظی كنم چون شانسی بردیم اما آیدین ناراحت شد و گفت باید ادامه بدهیم.
● خب المپیك را چطور پیش بینی می كنی؟
▪ مطمئناً سطح این رقابت ها با مسابقه های آسیایی خیلی متفاوت است اما ما یك تیم از پیش بازنده برای تیم ها نیستیم.
● پس منتظر درخشش بسكتبال ایران در المپیك باشیم؟
▪ بله چون هر ورزشكاری افتخارش حضور در المپیك است و با توجه به این مسأله بچه ها هم قصد دارند از بسكتبال آسیا دفاع كنند و از نظر فردی هم بازیكنان می خواهند نمایش خوبی داشته باشند كه به تیم های برتر خارجی دعوت شوند.
● خودت چه برنامه ای داری؟
▪ من هدف اصلی ام این است با كار كردن روی فیزیك بدنی ام خودم را قوی تر كنم و البته قصد دارم با هم پست های خودم رابطه خوبی داشته باشم و هیچ وقت هم نمی خواهم در المپیك از هم پست های خودم كم بیاورم و تمام توانم را می گذارم تا موفق باشم و نمایش خوبی در المپیك داشته باشم.
● گفته می شد چند تیم عربی هم به تو پیشنهاد بازی داده بودند. آیا این تیم ها هم قدرت كافی نداشتند؟
▪ نه. اصلاً دلم نمی خواهد در تیم های عربی و آسیایی بازی كنم. فقط می خواهم به جایی بروم كه بسكتبالش از ما قوی تر باشد و وقتی برمی گردم ایران چیزی یاد گرفته باشم باید بگویم نمی خواهم به كشوری بروم كه پول زیاد بگیرم و افت كنم چون بسكتبال من را به اینجا رسانده و من هم نباید این مسأله را قبول كنم كه به خاطر پول از هدفم دور بشوم.
● بعد از درگذشت آیدین برادر كوچكترت حتی خبرگزاری های خارجی در این فكر بودند كه آیا صمد برمی گردد و اگر برگشت او همان قدرت گذشته را دارد یا نه؟ كه اتفاقاً با برگشت ات در هفته اول رقابت های لیگ همه خوشحال شدند كه صمد قوی تر از آن است كه بسكتبال را كنار بگذارد. نظر خودت در این باره چیست؟
▪ راستش اولش خیلی برایم سخت بود كه به زمین بسكتبال برگردم و جای خالی آیدین را ببینم اما بعد از مدتی وقتی فكر كردم كه من اگر به جای آیدین بودم دوست داشتم او بازی كند من هم برگشتم و اینكه می دانم هر كسی من را ببیند یاد آیدین می افتد هم انگیزه ای شد كه یاد او را همیشه زنده نگه دارم و می خواهم تمریناتم را جدی تر دنبال كنم و با انگیزه مضاعف به خاطر آیدین در المپیك درخشش خوبی داشته باشم.
● نبودآیدین در تیم را چطور می بینی؟ آیا كسی می تواند به زودی جای او را پر كند؟
▪ نه اینكه آیدین برادرم باشد اما باید بگویم ما بازیكنی در سبك آیدین نداریم. او بازیكنی بلندقد با دست های بلند بود كه شوتزنی خوبی داشت و اینكه او واقعاً نترس و جنگنده بود به طوری كه ترومن همیشه می گفت آیدین یك انرژی عجیبی دارد. اگر او را كنترل كنیم تیم حریف را نابود می كند و اگر نتوانیم این كار را بكنیم تیم خودمان را از بین می برد و حتی در جام ملت های آسیا در بازی مقابل قطر من از روی نیمكت بازی او را می دیدم و وقتی می دیدیم كه انرژی اش كنترل نمی شود او تعویض و وقتی آرام می شد به زمین برمی گشت.
● پس...
▪ بله. فعلاً بازیكنی در ایران مثل او نداریم. واقعاً جایش خالی است در قطر او در اوج بود و ما بردیم و حالا جایش در المپیك كاملاً خالی است.
● با توجه به از دست دادن آیدین و جای خالی او روحیه بازیكنان را برای المپیك چطور می بینی؟ به نظرت بازیكنان می توانند انگیزه گذشته را به دست بیاورند یا اینكه یاد آیدین همچنان آنها را ناراحت می كند؟
▪ البته كه یاد آیدین از ذهن ها پاك نمی شود اما با درگذشت آیدین و مراسم هایی كه برگزار شد همه بچه ها فهمیدند كه آنها را همه می شناسند و آنها دیگر تیم ۵ - ۴ سال گذشته نیستند و باید با همان قدرت كار را دنبال كنند.
● خودت چی؟
▪ برای من هم در المپیك بدون آیدین بودن سخت است اما چون آیدین آرزویش بود در المپیك بازی كند من هم می خواهم با انگیزه بالا و با یاد او بازی خوبی انجام بدهم.
● راستی پس از دور برگشت رقابت های لیگ قرار بود تیم ملی یك اردوی یك هفته ای برگزار كند اما این اردو به دلیل درگذشت آیدین برگزار نشد آیا این تعطیلی لطمه ای به تمرینات تیم و آمادگی بازیكنان نزد؟
▪ خب این اردو را ترومن طراحی كرده بود و با درگذشت آیدین به دلیل اینكه بازیكنان روحیه خوبی نداشتند لغو شد و با توجه به این مساله اگر اردو هم برگزار می شد تاثیری نداشت چون خیلی از دوستان ما مثل جواد داوری در مسابقه های لیگ روحیه خوبی نداشتند و حتی در زمین نمی توانستند راه بروند چه برسد به اینكه به اردوی تیم ملی می آمدند و باید گفته شود خصوصیات خوب اخلاقی آیدین و مهربانی او تاثیر زیادی روی روحیه بازیكنان گذاشت كه این مساله به زمان نیاز دارد تا بچه ها با این موضوع كنار بیایند.
● راستی تو و آیدین با اینكه برادر بودید اما خیلی كم در یك تیم بازی می كردید، چرا؟
▪ ما اگر در تیم های مختلف بودیم اما هوای هم را خیلی داشتیم به طوری كه كسی حق نداشت پشت سر دیگری حرف بزند و دلیل اینكه ما هر كدام یك تیم بودیم این بودكه در یك پست بودیم و مربیان هم می گفتند نباید در یك تیم باشیم و در تیم ملی هم همیشه یكی از ما بازی می كرد و دیگری روی نیمكت می نشست.
● لیگ امسال را باتوجه به اینكه برای اولین بار دوره ای برگزار شد چطور می بینی؟
▪ لیگ خیلی بهتر از سال های گذشته شده ۵ تیم خصوصی وارد لیگ شده اند كه كیفیت لیگ را بالا برده.
● چرا همیشه شركت های خصوصی در لیگ و تیم داری موفق ترند؟
▪ خب مدیران دولتی وقتی در باشگاه ها تغییر می كنند امكان دارد حتی در میانه راه تیم منحل شود یا سال بعدش مدیر آن رشته را دوست نداشته باشد و در نهایت روی آن تیم سرمایه گذاری نكند اما وقتی خصوصی ها وارد می شوند برای تیم شان دل می سوزانند و این مساله باعث می شود كه شركت های خصوصی دیگر ترغیب شوند كه وارد رقابت های لیگ بشوند.
● اما به نظر می رسد المپیكی شدن بسكتبال باعث شده لیگ امسال با كیفیت تر باشد.
▪ این مساله هم تاثیر زیادی داشت چون علاقه مردم به این رشته بیشتر شد و سرمایه گذارها هم برای تبلیغات به بسكتبال روی آورده اند.
● یعنی می شود این روند در سال های آینده هم ادامه داشته باشد؟
▪ چرا نه، ما باید كاری كنیم كه این مساله بین مردم جا بیفتد.
● راستی بسكتبال همه جای دنیا یك رشته دانشگاهی است چرا در كشور ما این طور نیست؟
▪ در واقع این طور بود اما بعداز مدتی به خاطر مسائل مالی این مساله از بین رفت.
● آیا می شود دوباره به آن زمان برگشت؟
▪ امكانش وجود دارد اما كم، چون دانشگاه ها آنقدر نمی توانند هزینه كنند كه بازیكنانشان به تیم های خصوصی نروند.
● راستی بحث خصوصی بودن تیم ها پیش آمد اما متاسفانه در این موارد مشكلاتی داریم به طوری كه بعضی از باشگاه های خصوصی با سرمایه گذاری بالا وارد لیگ می شوند اما بعد از مدتی به خاطر نداشتن تجربه ورزشی و كسب نكردن نتیجه مطلوب انگیزه شان را از دست می دهند و سال بعد در لیگ شركت نمی كنند. ما برای حل این مساله چه كار باید بكنیم؟
▪ دقیقا به نكته جالبی اشاره شده به طوری كه در لیگ امسال هم با چنین تیم هایی روبه رو هستیم و این مساله اینگونه حل می شود كه تیم ها باید از ابتدا با مشورت با فدراسیون یك مشاور خوب و كاربلد را استخدام كنند تا با چنین مسائلی مواجه نشوند.
● راستی دلیل تغییر و تحولات سرمربی بعضی از تیم ها در پایان دور برگشت لیگ چه بود؟
▪ برنامه ریزی غلط. بعضی باشگاه ها كه در جدول لیگ هفتم یا هشتم هستند مربیان خود را تغییر می دهند، این در صورتی است كه آنها با این تغییر و تحولات مشكلات زیادی را برای تیم شان به وجود می آورند و باید گفته شود این مساله و حالا با آمدن یك یا ۲ پله بالاتر چه تاثیری برای باشگاه دارد كه این همه حاشیه را وارد تیم می كنند.
● خوب بعضی از مربیان در ابتدای بستن قرارداد قول و قرارهایی می دهند اما نمی توانند نتیجه بگیرند شاید دلیل اصلی این تغییر و تحولات همین مساله باشد؟
▪ نه دلیل اصلی اش برنامه ریزی غلط مدیران باشگاه ها است چون در صورتی كه مربی نتواند حتی به قول و قرارهایش عمل كند نباید در میانه راه او را از كار بركنار كرد. بلكه باید با دید بهتری برای سال آینده تیم برنامه ریزی كرد.
● كمی درباره مسابقه های باشگاه های آسیا كه به میزبانی پتروشیمی برگزار می شود صحبت كنیم، مسابقه ها را چطور می بینید؟
▪ مسابقه های خوبی است كه امیدوارم صبا و پتروشیمی نمایندگان كشورمان نتیجه های خوبی را به دست بیاورند.
● اما با توجه به نتایج ضعیف پتروشیمی در لیگ و قهرمانی تیم ایران در آسیا به نظرت پتروشیمی می تواند از این عنوان كشورمان دفاع كند یا نه؟
▪ نه، چون بعد از اینكه در پتروشیمی مدیریت عوض شد این تیم نابود شد، تمام بازیكنان و كادر فنی اش تغییر كردند و حتی می توان گفت این پتروشیمی، پتروشیمی سال قبل نیست و حالا با این شرایط میزبانی هم نباید به این تیم داده می شد و بایستی به تیمی میزبانی را می دادند كه در لیگ نتیجه خوبی گرفته.
● مثلا مهرام؟
▪ بله چون این تیم خیلی خوب ظاهر شد و مطمئنا برای آقای مشحون رییس فدراسیون هم كسب نتیجه در این رقابت ها مهم است كه امیدوارم در چند روز آینده فدراسیون در این باره تصمیماتی بگیرد.
● پلی آف را چطور می بینی؟
▪ پلی آف واقعا مرگ و زندگی است كه اشتباه كوچك در آن باعث مرگ می شود.
● بازیهای تیمتان را چطور پیش بینی می كنی؟
▪ فكر می كنم در بازی اول كار آسانی داریم و امیدوارم در ادامه راه موفق باشیم.
● پیش بینی ات درباره فینالیست ها چیست؟
▪ مهرام و صبا.
● قهرمان؟
▪ نمی توانم پیش بینی كنم، خیلی سخت است.
● درباره مدرسه آیدین هم كمی صحبت كنید، مدرسه ای كه بعد از درگذشت آیدین همه قولش را دادند.
▪ بله با صحبت هایی كه رضا قراخانلو رییس كمیته ملی المپیك و امیرخادم داشتند همه قول مساعد دادند كه این مدرسه هرچه سریع تر راه اندازی شود.
● به نظرت این مدرسه مثل قول هایی نیست كه وقتی داغ است همه می گویند چشم اما بعداز مدتی همه یادشان می رود؟
▪ فكر نمی كنم چون من پیگیر این مساله هستم و می خواهم این مساله را در جنوبی ترین قسمت تهران راه اندازی كنم و با زیرنظر گرفتن بازیكنان مستعد و سرمایه گذاری روی آنهایی كه توان مالی ندارند با یاد آیدین بسكتبالیست پرورش بدهیم و مطمئنا هیچ وقت در این باره كم كاری نمی كنم.
● تاكنون در این باره چه اقدام هایی كرده اید؟
▪ با پول های خود آیدین برنامه هایی را دنبال می كنیم و فقط هنوز محل ساخت سالن را انتخاب نكرده ایم.
● راستی از فدراسیون هم كمی صحبت كنید.
▪ فدراسیون خدا را شكر چند سال اخیر كارهای قابل توجهی را برای بسكتبال انجام داده كه نتیجه اش را هم گرفته.
● تا حالا پیش آمده كه فكر كنی فدراسیون اگر این كار را می كرد یا آن كار را نمی كرد بسكتبال موفق تر می شد؟
▪ قبلا این گونه فكر می كردم اما حالا نه.
● چرا؟
▪ چون می دانم كه تمام این فكرها را مسؤولان فدراسیون ها هم می كنند اما آنها هم با مشكلات و محدودیت هایی روبه رو هستند كه باعث می شود نتوانند آن طور كه باید و شاید كار انجام بدهند.
● مثلا چه مشكلاتی؟
▪ مثلا فدراسیون هم دوست دارد تیم را به چندین مسابقه برون مرزی معتبر اعزام كند اما وقتی هزینه نباشد و یا كمیته ملی المپیك موافقت نكند این كار انجام نمی شود بنابراین نباید فقط از فدراسیون انتظار داشت كه همه كار انجام بدهد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 بهمن1386ساعت 9:39 بعد از ظهر  توسط مائده   | 

یه مصاحبه ی تقریبا قدیمی با صمد و آیدین

سلام. یه مصاحبه با آیدین و صمد بود که واسه به دست آوردنش از همه کمک خواستم! بالاخره هم پیداش کردم. از مجله ی خانواده ی سبز! همراه با عکس های خانوادگی که مصاحبه ی کامل تو ادامه ی مطلبه:

  بسكتبال ايران، به عنوان تنها نماينده آسيا به جز چين كه ميزبان است، سهميه المپيك را براي دومين بار (1948 لندن) در تاريخ اين ورزش به دست آورد و اين چنين نمي‌شد، مگر به همت مرداني چون جابر با دو متر و 22 سانت قد، حامد حدادي با دو متر و 18 سانت، موسي نقي‌پور با دو متر و 11
سانت، علي دورقي با دو متر و ده سانت و... البته نبايد در اين بين از نقش «رايكو ترومن» مربي اهل صربستان غافل ماند، او در مدت هفت ماه، از بسكتبال ايران يك قدرت جديد قاره‌اي ساخت، گرچه نبايد از ديگر مربيان ايران كه پيش از آن، زحمات زيادي را متحمل شدند به سادگي گذشت. مهمان‌خانه صمد بوديم، گرچه به خاطر محدوديت صفحه نمي‌توانيم گفتگوي كامل با اين دو برادر را به صورت پرسش و پاسخ برايتان به رشته تحرير درآوريم، از اين رو به اجبار، گفتگو با اين دو برادر را به شكلي كه خواهيد خواند به رشته نگارش درآورديم.
    


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 24 مهر1386ساعت 10:11 بعد از ظهر  توسط مائده   | 

مصاحبه با آیدین و صمد نیک خواه بهرامی بعد از مسابقات دوحه ی قطر

 امروز مصاحبه ی نسبتا قدیمی با آیدین و صمد نیک خواه بهرامی واستون گذاشتم.منبع مطلب من سایت همشهرییه. این مطلب قدیمیه .لی مصاحبه ی جدیدتر رو میتونید تو وبلاگ دوستم steve (لینک در وبلاگم با اسم عشق بسکتبال و ایمان زندی) بخونید. امیدوارم لذت ببرید. در ضمن متن کامل رو میتونید تو ادامه ی مطلب بخونید و چند تا عکس هم گذاشتم.بخونید:

 

اصلا با هم نمي‌سازند. با اين كه صمد چهارده ماه از آيدين كوچك‌تر است و توي قد هم 5 سانتي‌متر از آيدين كم مي‌آورد ولي توي حرف زدن اصلا به او مجال نمي‌دهد.

البته در تيم ملي هم آش و كاسه همين است. صمد هميشه به آيدين غر مي‌زند.  بماند كه تا چند سال پيش سر تمرينات تا مرز دست به يقه شدن هم پيش مي‌رفتند.

اما حالا كه بزرگ‌تر شده‌اند ياد گرفته‌اند زياد به پروپاي هم نپيچند. ولي با وجود اين كه هيچ‌وقت با هم نمي‌سازند، توي هر اردويي با هم اتاق مي‌گيرند. صمد و آيدين نيكخواه بهرامي كلا دنياي عجيبي دارند كه كسي غير از خودشان از آن سر در نمي‌آورد.

  • مدرسه مي‌رفتيد پدر و مادرتان تعجب نمي‌‌كردند از اين كه قدتان اين‌قدر بلند است؟

آيدين: نه، بلندي قد ما ژنتيكي است. پدرم 187 سانتي‌متر بود. مادرم هم 170. اصلا توي خانوادة پدري ما همه قدبلند هستند. ما هم بين آن‌ها آدم‌هاي عجيب و غريبي نيستيم(من: آره اینو راست میگه من میدونم).

  •  ولي اين‌قدر بلند كه نيستند؟

صمد: چند تا پسر عمو دارم كه بالاي 190 قد دارند               .                        

  •  آن‌ها سراغ بسكتبال نيامدند؟

صمد: نه، آن‌ها بيشتر سراغ درس رفتند. عموي ما همين چند ماه پيش چهرة ماندگار شد. تمام پسرهايش رفتند دنبال درس و مشق. جاي ما هم درس خواندند.

  • پس چندان ميانة خوبي با درس نداشتيد.

صمد: هر وقت مي‌خواستم درس را بپيچانم، تمرين بسكتبال را بهانه مي‌كردم. ساكم را مي‌انداختم روي دوشم و مي‌رفتم سالن.

  •  گير نمي‌دادند؟

آيدين: خودشان هم دوست داشتند كه ما بسكتباليست بشويم.

                                                                                             


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 10 شهریور1386ساعت 1:4 قبل از ظهر  توسط مائده   | 

مصاحبه ای با حامد حدادی

سلام. اگه یادتون باشه تو پست های قبلی گفته بودم مطلب جالب دارم که بعدا براتون می ذارم. امروز مصاحبه ای با حامد حدادی و همسرش براتون گذاشتم. چون میدونم خیلی ها بهش علاقه دارن.البته متن کامل رو می تونید تو ادامه ی مطلب بخونید.آقا/خانم ××× هم که گفته بودن اطلاعاتی از ایمان زندی دارن می تونن تو قسمت نظرات بنویسن تا دوستای عزیز استفاده کنن. خوب مصاحبه:

به خاطر اینكه قد بلند بودید، سراغ بسكتبال رفتید یا اینكه اول بسكتبالیست شدید و بعد قد بلند؟
از همان اول قدم بلند بود. همیشه اطرافیانم با تعجب به من نگاه می‌كردند. بین هم‌سن و سال‌هایم از همه بلندتر بودم.
● احتمالا لقب‌هایی هم بین دوستان‌تان داشته‌اید؟
▪ بله، یك چیزهایی مثل بابا لنگ‌دراز.
● ناراحت هم می‌شدید؟
▪ بچه كه بودم بله اما الان دیگر برایم مهم نیست. عادت كرده‌ام.
● حالا حتما از بلندقد بودن‌تان راضی هستید؟
▪ صددرصد. لطفی است كه خدا به من داشته و خیلی راضی‌ام.
● دقیقا از چه سنی احساس كردید نسبت به بقیه یك سر و گردن بلندتر هستید؟
▪ از همان روزها كه مدرسه می‌رفتم؛ چون همیشه میز آخر می‌نشستم.
● چند دفعه از كلاس اخراج شدید؟
▪ از دستم در رفته، خیلی زیاد. مادرم تعریف می‌كرد وقتی در مهدكودك بودم،
۲بار اخراج شدم

 

                                               حامد حدادی و همسرش


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 21 مرداد1386ساعت 11:46 قبل از ظهر  توسط مائده   |